{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که من بچه بودم،

وقتی که من بچه بودم،
زور خدا بیشتر بود.

وقتی که من بچه بودم،
بر پنجره‌های لبخند
اهلی‌ترین سارهای سرور آشیان داشتند،
آه،
آن روزها گربه‌های تفکر
چندین فراوان نبودند.

وقتی که من بچه بودم،
مردم نبودند.

وقتی که من بچه بودم،
غم بود،
اما
کم بود.
دیدگاه ها (۱)

#مخاطب_خاص ⁦❤ ️⁩

#مخاطب_خاص ⁦❤ ️⁩

وقتی لایه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ورزشی...

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفتدر ِ این خانه ندانم به...

‏Sanemi Shinazugawa: (P8)

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

#عطر_سگ_بی_اهمیت #پارت۴(سونگمین- بنگچان+)<از زبون سونگمین>کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط