{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و تـــو

من و تـــو
در آغوش یکدیگـــر
به کشف
سرزمین های ناشناخته می رفتیم
بی هیچ جنگ و خونریزی
در هر فتح
سربازی با نام من بود
که قربانی چشم هایت می شد
و چه تلخ است
که هنوز من
شهیدی گمنام مانده ام
در صفحات تاریخی که
حتی نامی از
قبیله ی تو نیست...
دیدگاه ها (۷)

چه تیپ باحالی

ﺍﺯ ﻳـﻪ ﺟـﺎﻳـﻲ ﺑـﻪ ﺑـﻌـﺪ ...ﺑـﺎﻭﺭ مـیکـنیﮐـﺴـﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺗـﻨـﻬـﺎ ﻧ...

؟؟؟؟؟

هـــوس کـــــرده ام چــنـــــان گــــیـــج شــــــوم از تــ...

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

حالی به باغ نیست

عاشقانه های شبنم

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول :وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا...

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

پارت: 3 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*نگاهم رو از دست دراز شده‌اش...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 2️⃣0️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣنه شب، برای اولین‌با...

داشتنِ دوست و دوست داشتن، نعمتی آرام بخش است. اینکه در زندگی...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط