{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خواستی

در خواستی

وقتی بدون اجازه رفتی بار و با یک مرد اونجا چیز کردی

یونجون: اون اومده بود اونجا و دنبالت میگشت که بهش خبر رسوندن چه غلطی کردی و میاد بهت میگه: ببینم با کی بیشتر خوش میگذره
سوبین: امشب جوری بهت سخت میگیرم تا دو ماه که هیچ تا چند سال نتونی راه بری
بومگیو: لیدی نباید انقدر مست میکردی
ته یون: وقتی جررت دادم میفهمی خیانت به من به چه معناست و(بقیه اش با شما)
کای: اوه اینجا یکی دلش تنبیه میخواد

امید وارم خوشتون بیاد
دیدگاه ها (۱۰)

وقتی میرین خونه خانوادش ساعت تقریبا 6شب بود و تو جیهون شام خ...

وقتی یک دختر بهش نزدیک میشه و تو کتکش میزنیداستان(جلوی کمپان...

#سناریو

سناریو وقتی لپشو میبوسیای جی: خوشحال میشه و اونم لپت رو میبو...

پارت ۱بچه ها مثل همیشه داشتن تمرین می‌کردن مربی : بچه ها بیا...

دیدار دوباره پارت ۱بومگیو داشت مثل همیشه تو کافه کار میکرد ک...

پارت 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط