{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی یک دختر بهش نزدیک میشه و تو کتکش میزنی

وقتی یک دختر بهش نزدیک میشه و تو کتکش میزنی
داستان
(جلوی کمپانی منتظر بودی وقتی اومد بیرون یک دختر اومد و بهش چسبید تو هم اعصبانی شدی و دختر رو کتک زدی)

شوتارو: خوشحال میشه که اینقدر روش حساسی
اونسوک: داره برای دختره فاتحه میخونه
سونگچان:ایستاده و داره داد میزنه: اره من بهش یاد دادم چطور دعوا کنه
وونبین: حقته دختره ی چشم سفید الان دیگه میدونی من صاحب دارم
سونگهان: اونم اومده دارین دوتایی میزنینش(بچه این چه کاریه؟)
سوهی: شیر و پفیلا اورده داره تماشا میکنه و لذت میره
انتون: تاکسی گرفته رفته پیش شوتارو و میگه: هیونگ من رو قایم کن تا ا/ت نیومده

امید وارم خوشتون بیاد
دیدگاه ها (۰)

یادم رفت از هاروا بنویسموقتی لپش رو میبوسیهاروا: اینقدر هیجا...

وقتی میبوسیشهیونسوک: شوکه شدهجی هون: اینجا یکی دلش شیطونی م...

وقتی میرین خونه خانوادش ساعت تقریبا 6شب بود و تو جیهون شام خ...

در خواستیوقتی بدون اجازه رفتی بار و با یک مرد اونجا چیز کردی...

خب امروز اومدم با بک استوری

پارت 14

part35تو راه فقط مروارید ریختم دلم برای ته تنگ شده بود +وی....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط