پارت از یک شب شروع شد
پارت20= از یک شب شروع شد
خودشو به اون راه زد که نفهمیده..
ته: (پوز خند)
-صبح
بیو ات
صبح بیدار شدمو خودمو کش دادم بعد از اتاق اومدم بیرون دیدم تهیونگ داره صبحونه آماده میکنه
آت: سلام(خواب آلو)
تهونگ: سلام بیبی برو دست صورتت بشور ببین چی درست کردمم
آت: واییی آخخ جونن پنکیکک(عکسشو میفرستم)
ته یونگ: شیر توت فرنگی هم هستت
آت: آخخخخ جونننن
رفتم دست صورتمو شستمو صبحونمو خوردم بعد تهیونگ گفت میخواد بره پیش سوجین کار کنه(خودتون میدونین کارش چیه دیگه)
آت: وایسا
ته: هوم؟
آت: کاررر سوجین چیهععع چراا نمیگیننن
ته: از خودش بپرس به من چهع
آت: خ خب باشه پس ت تو میتونی شغلتوو بگی بگوو
ته: ا اره شغلم چیزه
آت: چیزز
ته: مافیا...
آت: هههه چیییییی پ پس برا همین بودد که از بچه گیم(مثلا 18 19) نمیگفت کارشو؟؟
ته: اره
آت: و برا همین بود اینقد تو زدن کارش خوب بود؟؟
ته: اره
آت: و برا همین بود همه ازش میترسیدن..
ته: واییی اره دیگه آتت
آت: آها ب باشه
ته رفت..
خودشو به اون راه زد که نفهمیده..
ته: (پوز خند)
-صبح
بیو ات
صبح بیدار شدمو خودمو کش دادم بعد از اتاق اومدم بیرون دیدم تهیونگ داره صبحونه آماده میکنه
آت: سلام(خواب آلو)
تهونگ: سلام بیبی برو دست صورتت بشور ببین چی درست کردمم
آت: واییی آخخ جونن پنکیکک(عکسشو میفرستم)
ته یونگ: شیر توت فرنگی هم هستت
آت: آخخخخ جونننن
رفتم دست صورتمو شستمو صبحونمو خوردم بعد تهیونگ گفت میخواد بره پیش سوجین کار کنه(خودتون میدونین کارش چیه دیگه)
آت: وایسا
ته: هوم؟
آت: کاررر سوجین چیهععع چراا نمیگیننن
ته: از خودش بپرس به من چهع
آت: خ خب باشه پس ت تو میتونی شغلتوو بگی بگوو
ته: ا اره شغلم چیزه
آت: چیزز
ته: مافیا...
آت: هههه چیییییی پ پس برا همین بودد که از بچه گیم(مثلا 18 19) نمیگفت کارشو؟؟
ته: اره
آت: و برا همین بود اینقد تو زدن کارش خوب بود؟؟
ته: اره
آت: و برا همین بود همه ازش میترسیدن..
ته: واییی اره دیگه آتت
آت: آها ب باشه
ته رفت..
- ۳.۹k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط