پارتاز یک شب شروع شد

پارت22=از یک شب شروع شد
مراقب آت باش
آت: صبر کن
سوجین: بله؟
آت: چرا بم نگفتی مافیایی
سوجین: هام خب چون میترسیدی کی بت گفت؟
آت: ته
سوجین: خب بالاخره باید می‌فهمیدی اشکال نداره
سوجین میره سرکار و بعد دو سه ساعت بر میگرده خونه
سوجین: سلام من اومدم
داسام: سلام
جی هو میپره بغل باباش
جی هو: بابااا من غذا خوردم اونم بزرگ شدهه
داسام: جیبی هووو بی ادبببب
سوجین: (خنده)
جی هو: بابا مال شما بزرگه؟؟ ببینم
داسام: خب دیگه وقتت ناهاره (جی هو رو بغل می‌کنه میاره رو صندلی(جی هو 5 سالشه)
سوجین: امروز سوکیون همدستاش رفته بودن خونه آت
داسام: چیی یعنی چیی خبب چبشدد بعد
سوجین: خب آت زنگ زده بود به ته که بیا خونه ته ام بم گفت باهم رفتیم دیدیم که عوضیا داشتن تهدیدش می‌کردن که اگه نگی داداشت کجا زندگی می‌کنه و دفتر کارش که وسیله هاشو می‌زاره کجان میکشیمت (چیزای گرون قیمتی مثلا اسلحه های گرون)
داسام: خب خبب بعدد
سوجین: انتظار داشتی چیکار کنم رفتم چنتا زدم تو دهنشون بعدم از خونه پرتشون مردم بیرون
داسام: اگه دوباره سرو کلشون پیدا شه؟
سوجین: میکشمون
جی هو: او بابایی ی آدمم می‌کشهه چه خفنن
داسام: نه مامانی الکیه
سوجین: خب اینجوری که من تهدیدشون کردم فک نکنم دیگه بیان
داسام: چیگفتی
سوجین: گفتم که ی بار دیگه ببینمتون زندتون نمیزارم هرچند اون سوکیون عوضی اصلا نمیترسه
بیو ته
سوجین رفت و آت هنوز خواب بود بلندش کردم گزاشتمش رو تخت که چشاش باز شد و گفت گاز رو خواموش کن غذا درست کردم بخور گشنه نمونی ای خدا تو خواب هم به فکر گرسنگیه منه رفتم ببینم چی درست کرده که دیدم پیتزان برداشتمو با ی نوشابه رفتم خوردنشون بعدم رفتم پیش آت دراز کشیدم اصلا نمی‌تونستم بخوابم اگه دوباره سروکلشون پیدا شه چی؟ امکان نداره حسابشونو میرسیم تازه سوجین که ولشون نمیکنه داشتم همینجور با خودم حرف میزدم که چشام رفت روهم و خوابیدم...
دیدگاه ها (۲)

پارت23=از یک شب شروع شدچشام رفت روهم و خوابیدم پنج دقه بعد ب...

پارت 24=از یک شب شروع شد -چند روز بعدبیو اتداشتم خونه رو مرت...

پارت21=از یک شب شروع شدته رفتبیو اتوایی خدا باورم نمیشه سوجی...

پارت20= از یک شب شروع شد خودشو به اون راه زد که نفهمیده.. ته...

نام فیک: عشق مخفیPart: 54ویو جیمین*بعد از چند دقیقه نفسش جا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط