پارتاز یک شب شروع شد

پارت21=از یک شب شروع شد
ته رفت
بیو ات
وایی خدا باورم نمیشه سوجین مافیان اخهه چطورییچ
بیو نویسنده
ته رسید و رفت داخل برای استخدام که یکی از مسئولای اونجا اومد پیش ته
اون: سلام میتونم کمکتون کنم
ته: با آقای سوجین کار داشتم
اون: شما؟
ته: داداششم
اون: ا آها ب بله بفرمایید تو اتاق vip تا جلسشون تموم شه
ته رفت تو اتاق vap و از خوراکیا اونجا میخورد
بیو ته
وایی باور کردن؟ چقدد اینجا خوبهه عر چقدم خوراکی موراکی داره حتما ی روز باید آت بیاد اینجا . همینجور داشتم لذت می‌بردم که سوجین اومد
سوجین: به سلام °داداشش° خوبیی داداشش
ته: چته چرا اینقد داداش داداش می‌کنی
سوجین: مگه داداشم نیستی؟؟
ته: (خنده) راستش این اتاق خیلی خوبه
-کمی بعد
سوجین ته رو برا ی کار استخدام کرد و همه توضیحات رو از جمله از رفتار با همکار بگیر تا جلسه. ته بعد از اینکه با همه ی مکان های اونجا آشنا شد رفت سر میزش تا به چند تا از کارایی که بش دادن رسیدگی کنه
بیو ات
داشتم ناحار درست میکردم که زنگ خونه رو زدن رفتم باز کردم که چنتا پسر وارد خونه شدن من که خیلی ترسیده بودم حتی نمی‌تونستم بگم چیشده رفتم تو اتاق و سریع زنگ زدم به ته و آروم گفتم بیا خ خونه و سریع قط کردم چند دقه منتظر شدم
بیو ته
نشسته بودم که آت زنگ زدو گفت بیا خونه از صداش معلوم بود ترسیده بلند شدمو گوشیمو برداشتمو کتمو پوشیدم و اومدم بیام بیرون که سوجین گفت کجا؟ منم همه چیو گفتم و اونم کتشو برداشت و اومد بام رسیدیم دم خونه زود درو باز کردیم که دیدم اون عوضیا ی چاغو برداشتن و دارن آت رو میترسونن رفتم سمتشون و تک تکشونو پرت کردم اونور سریع آت رو برداشتم و اوردمش تو ماشین تا خودم بیام حسابشونو برسم
بیو سوجین
وقتی رسیدیم دیدم .. همون عوضیع که چند ماهه دنبالشم
سوجین: روانیی تو حق نداری نزدیک خانوادم شی اگه میخواستی دلقک بازی در بیاری میومدی پیش خودم تا با دستام تیکه تیکت کنمم کصکششش(داد)
اون: او آقای پارک عصبی شده؟(پوز خنده) حالا کجاشو دیدی این اولشه
رفتم یقشو گرفتم و ی سیلی محکم زدم تو دهنش جوری که دهنش خونی شد بعدشم همشون از خونه پرت کردمو گفتم اگه یک بار دیگه ببینمتون زندتون نمیزارم و بعد ته رفت آت رو آورد تو خونه
ته: آت خوبی؟
آت: (گریه) اونا کی بودن
سوجین: از کی اومدن؟
آت: هقق نمی‌دونم هققق
ته آت رو بغل کرد و آرومش کرد و بعدش آت خوابش برد
سوجین: خب ته من میرم تو از فردا بیا سرکار مراقب آت باش
دیدگاه ها (۱)

پارت22=از یک شب شروع شدمراقب آت باشآت: صبر کنسوجین: بله؟ آت:...

پارت23=از یک شب شروع شدچشام رفت روهم و خوابیدم پنج دقه بعد ب...

پارت20= از یک شب شروع شد خودشو به اون راه زد که نفهمیده.. ته...

فقط تفاوتتت جیمینن با شوگا واییی

پارت ۵+ باشه (کشیده و حرصی)ـ بیا باز شدی حالا همراه من بیا +...

پارت 2. خیانت

پسر کوچولوی من پارت : ۹ویو ته :چند روز از تصادف کوک میگذره و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط