{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌کاش دورانمان کمی عقب تر بود ...

‌کاش دورانمان کمی عقب تر بود ...
مثلا یک قرن ... !
من چادرِ گلدار سرَم میکردم ...
و تو با چند نانِ سنگکِ تازه ، سرِ کوچه می ایستادی تا من از کنارت رد شوم و تو با تمامِ جسارتت به من نانِ داغ تعارف کنی ...
من نگاهم را نجیبانه می دزدیدم ...
و تو ... عاشق تر می شدی ... به این منِ دست نیافتنی ...
مالِ آن دوران اگر بودیم ؛
برای دلبری از تو ، آبگوشت های جانانه روی اجاق ، بار می گذاشتم ...
که بویِ دلبرانه اش تا خانه ی شما برسد و تو بیشتر از همیشه عاشقم شوی ...
تا مادرت باز هم از نجابت و خانمیِ دخترِ چادر گلی بگوید و تو قند در دلت آب شود ، و از شرم و وَقارت ، سرخ و سفید شوی و سرت را پایین بیندازی ...
مالِ آن دوران اگر بودیم ؛ تو برای یک لحظه دیدنم ، با تمامِ جهان می جنگیدی ... !
چقدر حیف که مالِ آن دوران نیستیم ...
مال آن دوران اگر بودیم ؛
کوچه ها پر می شد از مردانی که دلشان می تَپید به خانه برگردند ،
و زنانی که تمامِ کوچه را برای آمدنِ مرد عاشقشان ، آب و جارو می کردند ...
‌
نرگس_صرافیان_طوفان
‌
دیدگاه ها (۳)

💙کاش دورانمان کمی عقب‌تر بودمثلا یک قرن!من چادرِ گلدار سرَم ...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

💚اقتصاد عالی حکومت مولی علی علیه السلام💚امیرالمومنین علی علی...

#داستان_شب✍حکایت آب و کوزه مردی در خانه‌اش دو کوزه بزرگ برای...

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط