عشق و جنایت
عشق و جنایت
part:¹⁵
از زبون من اعتماد به سقف یونجه ای (دیدین همیشه یه اسم جدید واسه خودممیزارم)
خب یونهی و یونگی داشتن چت میکردن دیگه اخرای شب بود
که یهو
+یونگیااا فردا شب بریم بیرون
_عاره حتما کجا
+ساعت ۱۰ تو ساختمون.......(ادرسش مثلا)
_حتما
+میام دنبالت
_او ممنونم لیدی
+خب شب خوش فردا یکلی کار داریم
_بوس بای
+بای
(شاید فک کنین من اینجوری با رلم حرف میزنم ولی کاملا در اشتباهین من اینجوری با دوستام حرف میزنم )
خب خب گرفتن خوابیدن البته یونگی ای که مونده چرا تو اون ساختمون و یونهی ای که داره از استرس میمیره
صب پاشدن یونگی مثه همیشه رفت سرکار و هنوزم سر گرم اون پرونده بود فهمیده بودن از اول کار کیه و امروز میخوان به جایی که هس حمله کنن ولی بدون یونگی چون میخواد بره خرید
part:¹⁵
از زبون من اعتماد به سقف یونجه ای (دیدین همیشه یه اسم جدید واسه خودممیزارم)
خب یونهی و یونگی داشتن چت میکردن دیگه اخرای شب بود
که یهو
+یونگیااا فردا شب بریم بیرون
_عاره حتما کجا
+ساعت ۱۰ تو ساختمون.......(ادرسش مثلا)
_حتما
+میام دنبالت
_او ممنونم لیدی
+خب شب خوش فردا یکلی کار داریم
_بوس بای
+بای
(شاید فک کنین من اینجوری با رلم حرف میزنم ولی کاملا در اشتباهین من اینجوری با دوستام حرف میزنم )
خب خب گرفتن خوابیدن البته یونگی ای که مونده چرا تو اون ساختمون و یونهی ای که داره از استرس میمیره
صب پاشدن یونگی مثه همیشه رفت سرکار و هنوزم سر گرم اون پرونده بود فهمیده بودن از اول کار کیه و امروز میخوان به جایی که هس حمله کنن ولی بدون یونگی چون میخواد بره خرید
- ۳.۳k
- ۲۶ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط