{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بادیگارد

بادیگارد

part⁷

☆:
چرا میخندی؟(جدی) ازت پرسیدم چرا منو بوسیدی(جدی)

♡:
دیگه نمیبوسم (اروم)
اخه لبات نرمه

☆:
هی دختر نگو عاشقشم شدی(لحن تمسخر امیز)

♡:
خب شدم(جلو دهنم گرفتم)
نه چیزهه

☆:
چی؟(تعجب)

♡:
هیچییییی(هول شده)

☆:
من از این شوخیا خوشم نمیاد(اخم)

♡:
ببخشید(اروم)

☆:
فردا صبح خودم میبرمت خونه (سرد) الان بخواب

♡:
میترسم (اروم)

☆:
از چی؟(جدی)

♡:
از اینجا ادماش تو (اروم)

☆:
از من؟(یکم تعجب)

♡:
یادت رفته
هنوز تخت خونیه(یکم ترس)

☆:
عو این(خجالت)(بلند شدم رو تختی رو برداشتم و انداختم دو سطل زباله) بلند شو (جدی)

♡:
(بلند شدم)
چرا(تعجب)

☆:
تا فردا که نمیتونی توی چرد و خاکای این انبار چوب باشی (جدی) میبرمت عمارتم(جدی)

♡:
عمارت؟(تعجب)
نه اینجا میمونم
پشت سرت حرف در میارن
درو از بیرون قفل کن جان نمیاد تو (لبخند، احترام)

☆:
جرعت کنن پشت من حرف در بیارن تا گردنشون از پشت قطع بشه(جدی) همین که گفتم حتما مریض میشی توی این هوای الوده(جدی)

♡:
من برات مهمم؟(تعجب)

☆:
چی؟(تعجب)

♡:
(دستام دور گردنش گذاشتم)
اخه بهم اهمیت میدی

☆:
هی انقد صمیمی نشو(رفتم عقب) خب.. معلومه که اهمیت میدم(هول شده)

♡:
(چونشو گرفتم)
قد بلندی خشنی بی اعصابی عوضی
ولی کیوتی

☆:
از تعریفت متشکرم(خنثی)

♡:
کیوتیییییییییییییییییییییی(ذوق)

☆:
اینجوری نگو(اخم) لباساتو بپوش (جدی)

♡:
چی (تعجب)
پایین نگا کردم)
عههههههههههههه(جلو بدنم گرفتم)

☆:
خیلی وقته دارم با این وضع نگات میکنم(نیشخند)

♡:
ولی اصلا خپشگل نیستم نگاه نکن(اخم)

☆:
با حرفت مخالفم بدنت بی نقصه(جدی)


(اینو گفت و رفت بیرون)

♡:
(شکه)
من نخورده مستم یا این؟(تعجب)
چرااا بش گفتم کیوتتتت
وایی باید رو خودم کار کنم
خیر سرم چند دیقه پیش..
اه فک نکنن
(لباسام اروم اروم پوشیدم)

☆:
از پشت در بلند حرف زدم) میتونی راه بری؟(جدی)

♡:
یه قدم بر میدارم دردش کل بدنم میلرزونه(بلند)

☆:
درو باز کردمو اومدم داخل) لباستو پوشیدی؟(جدی)

♡:
اره(جدی)

☆:
رفتم جلو و براید بلندش کردم) عو سبک تر از چیزی هستی که نشون میدی(جدی)

♡:
از ظاهررر چاقمممم؟(شکه)

☆:
نه تناسب اندام خوبی داری ولی وزنت خیلی کمه(جدی)

♡:
خب...
بابام میگه نباید چاق بشی(اروم)

☆:
پدرت یه عوضیه(نیشخند)

♡:
میدونم چند باری سعی کرد بهم تجاوز کنه(بغض)

☆:
چی؟(تعجب)

♡:
ببخشید این عادت بد دارم که تا یکم صمیمی میشم همچیو میگم(اخم)

☆:
عا نه راحت باش(جدی)

♡:
مرسی(لبخند)
عایی

☆:
چیه؟(جدی)

♡:
درد میکنه(عصبی)

☆:
شکمت؟(خجالت زده)

♡:
اره خیلی درد داره
چشام هم میسوزه(🥺)

☆:
گذاشتمش توی ماشینم)

♡:
(دستام زیر دلم فشوردم)
عایی

☆:
میبرمت دکتر(جدی)

♡:
نه نههه خوب میشم.. عایی.. یکم دیکه دردش میره(جدی)
دیدگاه ها (۱۰)

بادیگاردpart⁸☆:من پیشنهاد ندادم گفتم میبرمت دکتر یه خبر بود(...

♡:جان دنبالت اومده ماشینش دیدم میترسم بزار پیشت باشم(تو گوش ...

بادیگارد part⁶☆:میدونستم باور نمیکنی(نیشخند)اثکی پس بیا بشین...

بادیگارد part⁵♡:اه نکن عوضی وگرنه تلافی میکنم(اخم)☆:عو جدی؟(...

بادیگارد part²☆برگشتمو دستو پاشو گرفتم انداختمش رو شونم)♡هیی...

☆:*دستمو جلو دهنم گرفتمو عهمی گفتم*♡:عییی ببخشید سو آ(احترام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط