☆:
☆:
*دستمو جلو دهنم گرفتمو عهمی گفتم*
♡:
عییی ببخشید سو آ(احترام)
.....
سو آ مسئول اینجاس(اروم)
وای وایییییی سولااا اون مافیاعههههههههه همونیه که روش کراش بودممم (اروم)
.....
اره ارههههههههههه وایییییی خیلی خوشگله خفنههههه(ذوق)
☆:
*خانم جو کنار مویون ایستاده بود و به سوآ لبخند زد*
♡:
سولا سولا خیلی خوشگله (ذوق)
تازه... چیزه.. منو بوسیده.. و پرد... ه زده(اروم)
..!؟؟.
داد نزنننننن(اخم)
☆:
مویون بهتره بعد از غذا با دوستت حرف بزنی(جدی)
♡:
ببخشیدد میرم تو اتاق(احترام)(بلند شدم)
☆:
اول غذاتو تموم کن(جدی، نسبتا عصبی)
♡:
چ.. چشم(تعجب)
بهت زنگ میزنم(قط کردم)
☆:
غذاتو تموم کن بعد هر کاری خواستی بکن(جدی)
جو خم شد و توی گوش مویون گفت: خانم دلگیر نشید ارباب روی غذا حساسن(لبخند)
♡:
مشکلی نیست منم زیادی گشنمه(خنده)
(شروع کردم به خوردن)
☆:
*غذامو تموم کردمو بلند شدم*
♡:
*هنوز مشغول خوردن بودم*
☆:
*رفتم توی حیاط *
♡:
*بلند شدم مخفیانههه دنبالش رفتم*
☆:
*همونطور که دستام تو جیبم بود داشتم قدم میزدم*
♡:
*اروم پشت سرش راه میرفتم*
☆:
میدونم پشت سرمی(خنده)
♡:
عهههه(خجالت)
☆:
عا مگه نمیخواستی با دوستت حرف بزنی؟(جدی)
♡:
برگردم؟(تعجب)
☆:
نه(خنده) خب؟ کارم داشتی؟(تعجب)
♡:
نانااااا میخوام قدم بزنم(افتادم جلو)
☆:
باشه حواست باشه تو استخر نیوفتی (جدی)
♡:
چشم(خنده)
*اروم اروم قدم میزدم*
☆:
»سوآ با لبخند به اون دختر بچه ای که جلوش بود نگاه میکرد*
عا میگم.. تو دانشگاهم میری؟ فک کنم گفتی بیست سالته(هول شده)
♡:
اله اله
بخاطر سردی هوا تعطیله(خنده)
اله اله(خنده)
*برگشتم چیزی بگم که پام به لبه استخر خورد توی اب افتادم*
کیررر)
☆:
*قبل اینکه بیوفته توی اب دستشو گرفتم ولی خودمم باهاش افتادم توی اب*
♡:
*لبای سو آ رو لبای مویون فرود اومد...*
☆:
*هر دو با هم رفتن زیر اب.. سو آ هول شده زیر اب از مویون جدا شد*
♡:
*چشام بستم*
☆:
*سو آ کمر موین رو گرفت و اونو روی اب اورد*
♡:
*سرفه*
س.. سو آ(سرفه)
☆:
*سوآ مویون رو نشوند لبه استخر و خودش تو اب بود *
هی خوبی؟(نگران)*کمر مویون رو گرفته بود*
♡:
چ.. چرا حالت سکسی گرفتی سو آ؟(خجالت)
☆:
چی؟(تعجب) منظورت چیه؟(شکه)
♡:
(سرمو پایین انداختم بهش اشاره دادم به حالتی که درست کرده نگا کنه)
☆:
عا (خجالت)*یکم عقب تر رفتم و از اب در اومدم*
♡:
*از عمد دوباره خودمو تو اب انداختم*
☆:
عاهای مویون(بلند)*شیرجه زدم زیر اب تا بکشمش بیرون*
♡:
*گردنش گرفتم بوسیدمش*
☆:
*زیر اب بودن.. تو اون حالت.. سوآ شکه به مویون نگاه میکرد.. خودشونو کشید بالا روی اب*
♡:
*مویون لباشو بیشتر روی لبای سو آ فشار میداد گردنش چنگ میزد)
☆:
*سو آ سعی کرد از مویون فاصله بگیره*
♡:
*سفت تر سو آ گرفتم تا ازم فاصله نگیره*
☆:
*سوآ به زور از مویون جدا شد*
هی این چه کاریه (بلند، عصبی)
♡:
*تا جای ممکن از سو آ فاصله گرفتم*
ببخشید
☆:
*سوآ زیر اب رفت.. یهو مویون رو بلند کردو گذاشت لبه استخر و بوسیدش *
راوی: خیلی یهویی بود میدونم ولی من کرم دارم 🗿🎀
♡:
اوم*مویون با چشای گرد شده پر از تعجب به سو آ خیره شد*
☆:
کمی ازش فاصله گرفتم*نمیخوای همراهیم کنی؟(جدی)
♡:
*مویون دوباره لباشو رو لبای سو آ گذاشت*
*دستمو جلو دهنم گرفتمو عهمی گفتم*
♡:
عییی ببخشید سو آ(احترام)
.....
سو آ مسئول اینجاس(اروم)
وای وایییییی سولااا اون مافیاعههههههههه همونیه که روش کراش بودممم (اروم)
.....
اره ارههههههههههه وایییییی خیلی خوشگله خفنههههه(ذوق)
☆:
*خانم جو کنار مویون ایستاده بود و به سوآ لبخند زد*
♡:
سولا سولا خیلی خوشگله (ذوق)
تازه... چیزه.. منو بوسیده.. و پرد... ه زده(اروم)
..!؟؟.
داد نزنننننن(اخم)
☆:
مویون بهتره بعد از غذا با دوستت حرف بزنی(جدی)
♡:
ببخشیدد میرم تو اتاق(احترام)(بلند شدم)
☆:
اول غذاتو تموم کن(جدی، نسبتا عصبی)
♡:
چ.. چشم(تعجب)
بهت زنگ میزنم(قط کردم)
☆:
غذاتو تموم کن بعد هر کاری خواستی بکن(جدی)
جو خم شد و توی گوش مویون گفت: خانم دلگیر نشید ارباب روی غذا حساسن(لبخند)
♡:
مشکلی نیست منم زیادی گشنمه(خنده)
(شروع کردم به خوردن)
☆:
*غذامو تموم کردمو بلند شدم*
♡:
*هنوز مشغول خوردن بودم*
☆:
*رفتم توی حیاط *
♡:
*بلند شدم مخفیانههه دنبالش رفتم*
☆:
*همونطور که دستام تو جیبم بود داشتم قدم میزدم*
♡:
*اروم پشت سرش راه میرفتم*
☆:
میدونم پشت سرمی(خنده)
♡:
عهههه(خجالت)
☆:
عا مگه نمیخواستی با دوستت حرف بزنی؟(جدی)
♡:
برگردم؟(تعجب)
☆:
نه(خنده) خب؟ کارم داشتی؟(تعجب)
♡:
نانااااا میخوام قدم بزنم(افتادم جلو)
☆:
باشه حواست باشه تو استخر نیوفتی (جدی)
♡:
چشم(خنده)
*اروم اروم قدم میزدم*
☆:
»سوآ با لبخند به اون دختر بچه ای که جلوش بود نگاه میکرد*
عا میگم.. تو دانشگاهم میری؟ فک کنم گفتی بیست سالته(هول شده)
♡:
اله اله
بخاطر سردی هوا تعطیله(خنده)
اله اله(خنده)
*برگشتم چیزی بگم که پام به لبه استخر خورد توی اب افتادم*
کیررر)
☆:
*قبل اینکه بیوفته توی اب دستشو گرفتم ولی خودمم باهاش افتادم توی اب*
♡:
*لبای سو آ رو لبای مویون فرود اومد...*
☆:
*هر دو با هم رفتن زیر اب.. سو آ هول شده زیر اب از مویون جدا شد*
♡:
*چشام بستم*
☆:
*سو آ کمر موین رو گرفت و اونو روی اب اورد*
♡:
*سرفه*
س.. سو آ(سرفه)
☆:
*سوآ مویون رو نشوند لبه استخر و خودش تو اب بود *
هی خوبی؟(نگران)*کمر مویون رو گرفته بود*
♡:
چ.. چرا حالت سکسی گرفتی سو آ؟(خجالت)
☆:
چی؟(تعجب) منظورت چیه؟(شکه)
♡:
(سرمو پایین انداختم بهش اشاره دادم به حالتی که درست کرده نگا کنه)
☆:
عا (خجالت)*یکم عقب تر رفتم و از اب در اومدم*
♡:
*از عمد دوباره خودمو تو اب انداختم*
☆:
عاهای مویون(بلند)*شیرجه زدم زیر اب تا بکشمش بیرون*
♡:
*گردنش گرفتم بوسیدمش*
☆:
*زیر اب بودن.. تو اون حالت.. سوآ شکه به مویون نگاه میکرد.. خودشونو کشید بالا روی اب*
♡:
*مویون لباشو بیشتر روی لبای سو آ فشار میداد گردنش چنگ میزد)
☆:
*سو آ سعی کرد از مویون فاصله بگیره*
♡:
*سفت تر سو آ گرفتم تا ازم فاصله نگیره*
☆:
*سوآ به زور از مویون جدا شد*
هی این چه کاریه (بلند، عصبی)
♡:
*تا جای ممکن از سو آ فاصله گرفتم*
ببخشید
☆:
*سوآ زیر اب رفت.. یهو مویون رو بلند کردو گذاشت لبه استخر و بوسیدش *
راوی: خیلی یهویی بود میدونم ولی من کرم دارم 🗿🎀
♡:
اوم*مویون با چشای گرد شده پر از تعجب به سو آ خیره شد*
☆:
کمی ازش فاصله گرفتم*نمیخوای همراهیم کنی؟(جدی)
♡:
*مویون دوباره لباشو رو لبای سو آ گذاشت*
- ۱.۶k
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط