{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تنها عابر ِ مست ِ

#تنها عابر ِ مست ِ
کوچه های آغوشت
منم....
آنقدر سینه هایت را قدم می زنم
تا
دراین راه بی بازگشت ِ
پر عطش برایت بمیرم
تن گردی
و
لب گردی
و تلو تلو خوردن
مرا
به بیراهه های آغوشت می کشاند
این سرگردانی را
کنار تو دوست دارم.....
دیدگاه ها (۱)

#من که نهاما دلمسخت تو را می خواهد

از #من، ٺنها #ٺو مانده‌اے...!

#به پاهای خودتموقع راه رفتن نگاه کن....داٸما یکی جلو هست و ی...

#و #حضورت..برگهای سفیدِ مریم رابر انگشتانِ نسیم می رقصاند..د...

My angel (part 14 )چند دقیقه ای میشد که محو فضای اطرافت شده ...

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩/تاوان حقیقت𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟮𝟭- بلک عو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط