{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
☜ مَــــــــــــن ☞
یه دَھه ھَفتادیَم که : 
⇜ریه ھامو با دود 
⇜معدمو با فَست فود 
⇜مُخَمو با رابطه ھای پیچیدہ 
⇜ گوشامو با ھَندزفِری 
به گــــــــــــــــا دادم 
دیدگاه ها (۳)

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

پارت: 32 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**صدای جیغ و همهمه‌ی تماشاچ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم (

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁵لب‌هام رو روی هم فشار دادم.+اره..دوست...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۶: سایه‌ای در سکوتهنوز نفس‌نفس می‌...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏1●•_شرلوک هلمز_به هر زحمتی بود...

مهمونی خطرناکپارت=17ویو اتجونگ کوک خیلی عصبی بود...خیلیفقط ا...

KIM V

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط