تو را ندارم و غیر از تو انتخاب ندارم

تو را ندارم و غیر از تو انتخاب ندارم
چقدر حرف نداری! چقدر تاب ندارم
نگاه کن که بميرم، نبین که باز بميرم 
بجز براي تو مردن من انتخاب ندارم
تمام راه تو بودی دویدم و نرسیدم
خوشم که راه فراری از این سراب ندارم
خوشم که داغی اگر هست یادگاری عشق است
که من گلایه ای از این غم و عذاب ندارم
تو آسمانی و من برکه ای غریبم و کوچک
در آرزوی تو ترسی از آفتاب ندارم
فقط از این نگرانم به خوابم آمده باشی
که سالهاست در این خانه بی تو خواب ندارم
دیدگاه ها (۸)

مدّتی هست ندادی شرحی از حالت ! گُلمحال ِما خوب است از خوبی ِ...

قرار ما فصل انگور بودفصل خوشه چینی بادهای مستدر سایه سار تاک...

هرشـبدسـت‌هايـم را روے بنـد رخـت آويـزان مى‌ڪنمو پاهـام راڪہ...

با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمنبا تواَم بی خبر از حال و ...

تاجگذاری پارت۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط