{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان بغلی من

رمان بغلی من

پارت ۴۱

یاشار: آجی جونم

دیانا: چشامو ریز کردم و گفتم منو خ*ر نکن بچه من تو رو بزرگ کردم

یاشار: چشامو معصوم کردم و گفتم جون یاشار

دیانا: حالا یه فکر دارم بزار ببینم خوب میشه

یاشار: فدات شم اجی خوشگلم

دیانا: بعد اینکه صورتمو غرق در بوسه کرد رفت تو اتاقش شروع کرد کتاب خوندن زنگ زدم به ستی

ستی:بهههههههه

دیانا: سلام چطوری
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

چند پارتی جونگ کوک دعوایی که جونگ کوک اومد کت و شلوار مشکیشو...

Part ²

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25ویو هیونجین اه ات چرا ن...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 134♡⁠。⁠)⁩یک سال...

انتقام در لباس عشق:)پارت 2(ویو چه‌وون)(زمان حال) از صبح توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط