{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«او نه یک فرمانده، که یک نَفَسِ استوار بود.

«او نه یک فرمانده، که یک نَفَسِ استوار بود.
کسی که با نگاهش، لرزه بر اندامِ ظلم می‌انداخت و با کلامش، جانی دوباره به پیکرهای خسته می‌بخشید.
شهادتِ رهبر، پایانِ یک مسیر نبود؛ بلکه شروعِ جریانی شد که هیچ سدی نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد. ما امروز بر سرِ راهِ او ایستاده‌ایم، نه با گریه، که با مشتی گره‌کرده و نگاهی که از او آموخته‌ایم:
“شکست، معنایی ندارد وقتی مقصد، رضای حق باشد.”»
#اریو_موسوی
دیدگاه ها (۰)

خماری و مستی همه از تو بود

لبیک یاحسین

ادامه پارت ۱۱»امن ترین خطر»جونکوک نگاهش را به او دوخت. نگاهش...

پارت 11 : عشق در آغوش سلطنتپادشاه یک قدم دیگر به تهیونگ نزدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط