{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....

𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟏


جیهون میپرسه، چرا تو اون رو با رانندت فرستادی خونت؟؟

کوک، اتفاق دیروز رو براش توضیح میده و
میگه
کوک: جیهون مراقب تهیونگ هستی؟! من نگرانشم!!
جیهون تایید میکنه و میگه،: عام چرا نگرانشی؟ با هم نسبت دارین؟
کوک: نه! اونقدام نزدیک نیستیم

بعد از اونجا به عمارت میره و با خودشم میگه: راست میگه، چرا اصلا اینقدر نگران این پسریم که با اینکه مراقبش بودم، باهام مث یه تیکه یخ سرد بی حس برخورد میکنه

وقتی وارد اتاقش شد، دکتر کارش تموم شده بود و کوک ازش پرسید
کوک : علت این اتفاق چیه!!؟؟
دکتر: مثل اینکه ضربه ای به سرش خورده
کوک: واقعااا ! حالش خوب میشه!؟؟
دکتر لبخندی زد وگفت
: بله، دوستته، حتما خیلی به هم نزدیکین که انقدر نگرانشی، تاچند ساعت دیگه بهوش نمیاد، باید استراحت کنه و مراقبش باشین

دستی به شونه کوک میزنه و از اونجا میره

حالا کوک بعد از انجام کارای شخصیش به اتاقش میره و ته رو چک میکنه،

شب بدون میل به شام، میره اتاقش تا ببینه اوضاع ته چطوره،
میبینه ناز خوابیده، بعد از چند ثانیه زل زدن بهش از اتاق خارج میشه که.پشت در، صدای ناله خفیف ته رو میشنوه

ته؛ نه نرو خواهش میکنم

کوک متعجب برمیگرده که تهیونگ بیهوش رو

. . . . .

شرایط پارت بعدی، 25تا لایک و کامنت
🌀💤🥱
دیدگاه ها (۲۸)

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟐کوک متعجب برمیگرده که تهیونگ ...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟑پدر ته: تهیونگ مگ بهت هشتار ن...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟎....ادامه جیهون که اون صحنه ر...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟏میگه ته: دفعه ی بعدی، همینجور...

𝐇𝐞𝐫 𝐮𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 𝐞𝐦𝐛𝐫𝐚𝐜𝐞....𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟖 هم به سمت مدرسه راه میوفته و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط