{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سیزده.

پارت سیزده.



در رو که باز کردم ، صدای نفس نفس زدنش رو شنییدم و به سمتش برگشتم

•تهیونگ

سرم رو نوازش کرد و ازم جداشد
بدنم شکی احساس کردم که تکون خورد و چشمام رو که باز کردم خودم رو روی تخت خواب جئون جونگکوک دیدم، نفس نفس میزدم انگار داشتم خفه میشدم، که جونگکوک از طرف در به سمتم اومد



جونگکوک سریع به سمت ته میره و اون رو تو بغل میگیره

کوک: آروم باش، دوباره کابوس بود

تهیونگی که حسی رو میگیره که تو خواب داشته،گیج و نفس نفس زنان به کوک نگاه میکنت،بع از گرفت نگاهش از کوک دستش رو رو سینه کوک میزاره که کوک متوجه منظورش میشه و ازش جدا میشه،

کوک به سمت در اتاق میره و خارج

تهیونگ با خودش فکر میکنه،

_ته: چطور ممکنه، خیلی آشنا نبود؟؟

بعد دستش رو میزاره روی تخت بزرگ که ازش بیرون بیاد که میبینه کنار جایی که خودش خواب بوده گرمه،

بلخره پایین میره و با کوک مواجه میشه

_کوک: صوبحونه میخوری
ته ممنون، میل ندارم
کوک باشه، توی راه مدرسه میتونم برسونمت
ته خیلی ممنون ولی خودم میتونـــ...

کوک به حرفش توجه نمیکنه و میگه توی ماشین منتظرتم

ته به سمت ماشین میره و سوار میشه

کنار کوک میشه

کوک وسط مسیر به سمت می ایسته

بعد سوار ماشین میشه و یه کیسه پلاستیک به ته میده

ته. این چیه
کوک بگیرش لازمت میاد

کوک ادامه میده
: دیروز، بامن کار مهمی داشتی؟؟


. . . .


شرایط پارت بعدی25 لایک و کامنت
🎀
دیدگاه ها (۶)

پارت سیزده پدر ته: تهیونگ مگ بهت هشتار ندادم به حرف مادرت گو...

پارت دوازدهم کوک متعجب برمیگرده که تهیونگ رو در حال گربه نال...

#قمار_سرنوشت پارت⁷ویو ته رفتم سوار ماشین شدم که یهو گوشیم زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط