You are paying back karma پارت³
You are paying back karma پارت³
¹²:⁰⁸
یه پسر با اندام ریزه میزه زیر بارون نشسته
و موهای بلوندش بخاطر بارون خیس شده بودن
جترشو بالای سرش گرفت و جلوش نشست و اون پسر آروم سرشو اوورد بالا
یونگی: پسر کوچولو اینجا چیکار میکنی؟
جیمین: اومده بودم بیرون که....میتونم بهت اعتماد کنم؟
یونگی: اوهوم
جیمین: ه*یت شدم
یونگی: بچه جون نمیگی الان که رایحه تو آزاد کردی ممکنه یه آلفا رو به سمت خودت بکشونی؟
جیمین: خب شاید همینطوری جفت حقیقیمو پیدا کردم
یونگی: میخای کمکت کنم؟
جیمین: اگه میشه
مرد آلفا به آرومی کتش رو از تنش درآورد و به پایین تنه اون پسر امگا گره زد تا شلوارش که از اسل*یک خیس شده معلوم نشه
یونگی: تا خونتون همراهیت میکنم..اسمت چیه؟
جیمین: جیمینم و شما؟
یونگی: یونگیم
و به محضه اینکه حرفش تموم شد پسر امگا لب*اشو روی لب*ای مرد آلفا گذاشت و محکم مک میزد و مرد آلفا با اشتیاق ادامه میداد
بعد چند مین از همدیگه جدا شدن
یونگی: آههه..لعنت بهش
امگا خنده ریزی کرد و به دی*ک راس*ت کرده آلفا نگاه کرد
یونگی: دیگه تو خیابون رایحه تو آزاد نکن
جیمین: چرا؟
یونگی: آلفاتو پیدا کردی
جیمین: خب حالا مارکم کن
یونگی: فعلا نمیشه
جیمین: چراا؟؟ مارکم بکنن!
یونگی: شرایطش فعلا نیست..بعدا
یونگی میدونست اگه گرگش کنترلشو از دست بده یه شبه اون امگا ازش حامله میشه و همین الانم بزور جلوشو گرفته بود
اگه مارکش میکرد همه بهش میخندیدن مخصوصا آلفای بردار کوچیکش...کسی چه میدونه؟ شاید یونگی قراره کارما پس بده؟!
¹²:⁰⁸
یه پسر با اندام ریزه میزه زیر بارون نشسته
و موهای بلوندش بخاطر بارون خیس شده بودن
جترشو بالای سرش گرفت و جلوش نشست و اون پسر آروم سرشو اوورد بالا
یونگی: پسر کوچولو اینجا چیکار میکنی؟
جیمین: اومده بودم بیرون که....میتونم بهت اعتماد کنم؟
یونگی: اوهوم
جیمین: ه*یت شدم
یونگی: بچه جون نمیگی الان که رایحه تو آزاد کردی ممکنه یه آلفا رو به سمت خودت بکشونی؟
جیمین: خب شاید همینطوری جفت حقیقیمو پیدا کردم
یونگی: میخای کمکت کنم؟
جیمین: اگه میشه
مرد آلفا به آرومی کتش رو از تنش درآورد و به پایین تنه اون پسر امگا گره زد تا شلوارش که از اسل*یک خیس شده معلوم نشه
یونگی: تا خونتون همراهیت میکنم..اسمت چیه؟
جیمین: جیمینم و شما؟
یونگی: یونگیم
و به محضه اینکه حرفش تموم شد پسر امگا لب*اشو روی لب*ای مرد آلفا گذاشت و محکم مک میزد و مرد آلفا با اشتیاق ادامه میداد
بعد چند مین از همدیگه جدا شدن
یونگی: آههه..لعنت بهش
امگا خنده ریزی کرد و به دی*ک راس*ت کرده آلفا نگاه کرد
یونگی: دیگه تو خیابون رایحه تو آزاد نکن
جیمین: چرا؟
یونگی: آلفاتو پیدا کردی
جیمین: خب حالا مارکم کن
یونگی: فعلا نمیشه
جیمین: چراا؟؟ مارکم بکنن!
یونگی: شرایطش فعلا نیست..بعدا
یونگی میدونست اگه گرگش کنترلشو از دست بده یه شبه اون امگا ازش حامله میشه و همین الانم بزور جلوشو گرفته بود
اگه مارکش میکرد همه بهش میخندیدن مخصوصا آلفای بردار کوچیکش...کسی چه میدونه؟ شاید یونگی قراره کارما پس بده؟!
- ۹۰۳
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط