{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

به قرآن حیف شدی باباحیف شدی رفتی

به قرآن حیف شدی باباحیف شدی رفتی
تازه داشتیم طعم خوشی را می چشیدیم
یهو گذاشتی رفتی..
«بابا… نمی‌دانی بعد از رفتنت، چقدر دنیا برایم کوچک شده. همیشه می‌گفتند کوه پشت آدم است، اما نمی‌دانستند که وقتی کوه می‌رود، آسمان هم دیگر آن آسمانِ سابق نیست. حیف از آن نگاه‌های مهربانت که حالا فقط در عکس‌ها به من خیره شده‌اند. کاش می‌شد یک‌بار دیگر فقط یک‌بار دیگر صدایت کنم و بگویی: جانِ بابا.》
«داغت آن چنان بر دلم سنگینی می‌کند، که تمام واژه‌ها پیش نامت کم می‌آورند»

#بابا😔🥀

.

.

.
دیدگاه ها (۰)

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

ﭘﺪﺭﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺳﺖ ﺩﺭ ﭼﺎﺭ ﭼﻮﺏ ﻗﺎﺏ .    ﭘﺪﺭﻡ ﺧﻮﺍب ﺷﯿﺮﯾنی ﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

باباجونم«می‌پرسم از این شب‌های بی‌سحر:این دل که تنگ است، به ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط