تهیونگیعنی کسه دیگه رو داره
𝒻𝒶𝓀ℯ🌞⁷⁶
تهیونگ:یعنی کسه دیگه رو داره؟
نامجون:خب اره..ممکنه.راستی وقتی سرپرستیش رو گرفتی مطمئنی مال ژاپن نبوده؟شاید نوزاد ها رو
قاچاقی اوردن و میا رو به عنوان یک کره ای معرفی کردن و میدونی،یکم زیادی عو.ضی بازی؟
تهیونگ:نه هیونگ وقتی گرفتمش پرونده اش رو دیدم.کره به دنیا اومده بود.خانوادش به دلیل این که فعالیت سیاسی داشتن برای کشته شدن.
نامجون:چجور فعالیت سیاسی؟اونها جاسوس کره بودن؟
تهیونگ:اره..برای ژاپنی ها..حالا معلوم نیست
برای مافیا ها یا دولت ژاپن..اما میا مخفیانه بدنیا اومد و بعد تولدش توی بیمارستان خانوادش کشته شدن.
نامجون:عجب گذشته ای...شاید رفته پیشه همون سازمان و اینا..یا شاید ژاپن فامیل دارن؟
تهیونگ:نه هیونگ خانوادشون تک فرزند بود..
نامجون:باشه..بیا یک کار دیگه میکنیم!
تهیونگ:باشه هیونگ..میبینمت..خداحافظ
نامجون:خداحافظ تهیونگ
میا:کن..میکروفون ها برای فردا امادست؟باید
باهاشون صحبت کنم.
کن:باشه..من به کسایی که میخوان کتاب هارو تحویل بدن هماهنگ کردم،دوربین و اماده کردم،میکروفون امادست،دکوراسیون مورد نظرت هم امادست،موچی ها هم امادست..ولی یک سوال؟
میا:ممنونم کن..مرسی که هستی
میا یک لبخند شیرین و دخترونه زد و با رفتن روی
انگشت های پاش بوسه ای روی گونه اش زد.با چشمای براق نگاهش کرد و بعد دستاش رو دور بازوی اون حلقه کرد.
میا:بپرس کن
کن میدونست میا درواقعه درحال خر کردنشه.
اونا هرچقدر صمیمی باشن،کارشون از بوس و بغل گذشته.با چهره ی تو خالی پرسید
تهیونگ:یعنی کسه دیگه رو داره؟
نامجون:خب اره..ممکنه.راستی وقتی سرپرستیش رو گرفتی مطمئنی مال ژاپن نبوده؟شاید نوزاد ها رو
قاچاقی اوردن و میا رو به عنوان یک کره ای معرفی کردن و میدونی،یکم زیادی عو.ضی بازی؟
تهیونگ:نه هیونگ وقتی گرفتمش پرونده اش رو دیدم.کره به دنیا اومده بود.خانوادش به دلیل این که فعالیت سیاسی داشتن برای کشته شدن.
نامجون:چجور فعالیت سیاسی؟اونها جاسوس کره بودن؟
تهیونگ:اره..برای ژاپنی ها..حالا معلوم نیست
برای مافیا ها یا دولت ژاپن..اما میا مخفیانه بدنیا اومد و بعد تولدش توی بیمارستان خانوادش کشته شدن.
نامجون:عجب گذشته ای...شاید رفته پیشه همون سازمان و اینا..یا شاید ژاپن فامیل دارن؟
تهیونگ:نه هیونگ خانوادشون تک فرزند بود..
نامجون:باشه..بیا یک کار دیگه میکنیم!
تهیونگ:باشه هیونگ..میبینمت..خداحافظ
نامجون:خداحافظ تهیونگ
میا:کن..میکروفون ها برای فردا امادست؟باید
باهاشون صحبت کنم.
کن:باشه..من به کسایی که میخوان کتاب هارو تحویل بدن هماهنگ کردم،دوربین و اماده کردم،میکروفون امادست،دکوراسیون مورد نظرت هم امادست،موچی ها هم امادست..ولی یک سوال؟
میا:ممنونم کن..مرسی که هستی
میا یک لبخند شیرین و دخترونه زد و با رفتن روی
انگشت های پاش بوسه ای روی گونه اش زد.با چشمای براق نگاهش کرد و بعد دستاش رو دور بازوی اون حلقه کرد.
میا:بپرس کن
کن میدونست میا درواقعه درحال خر کردنشه.
اونا هرچقدر صمیمی باشن،کارشون از بوس و بغل گذشته.با چهره ی تو خالی پرسید
- ۵.۴k
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط