{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در تماشای تو یک خلق فریبت خوردند

در تماشای تو یک خلق فریبت خوردند
چون تو یک وهم،،به مانند سرابی بودی
اینکه گفتندچنان قصری و کاخی کذبست
چون رسیدم تو فقط کوخِ خرابی بودی
گفته بودند به هر جا که روی شاد کنی
تا رسیدی بمن انگار عذابی،، بودی
هرچه گفتند حقیقت تویی و بیداری،،
خودبدیدم که تو رویا و چو خوابی بودی
با چنین حال بگویم همه نیک و بدیَت،،
بهر این دل تو فقط کهنه شرابی بودی،
مست گردیدم و این کار به اسانی نیست
بین صدباده تو همچون میِ نابی بودی،
دیدگاه ها (۴)

چشم هایم بسته بود و بوسه ای دزدید و رفتبذر عشق و نیستی در سی...

دلم گرفته تر از عصرهای پائیزیستخموش وسردوحزین چون سرای بی چی...

من درباره تو به آن‌ها نگفته‌اماما تو را دیده‌اند کهدر چشمانم...

نامت همین که می گذرد بر زبان من...بوی بهشت میرسد از عمق جان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط