{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏

﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
❇ ️دختر :عشقم عشقم من اومــدم
✴ ️پسر:کــجا بودی؟؟
❇ ️دختر :دوستم با عشقش قرار داشت رفتــه بودم پیشش تا تنــها نباشه
✴ ️پسر:مگه من بهـــت نگفـته بودم با دوســتات نری قرار
❇ ️دختر : آره ولی اون ول نمیــکرد میگفت باید بیای
✴ ️پسر:مگه نمی دونســتی من ناراحــت میشــم اگه بری
❇ ️دختر : خب چیکار کنم توأم همــش گیر میــدی
✴ ️پسر:به من چرا نگفــتی؟
❇ ️دختر : چون می ترسیـــدم نزاری برم بعدشم دوستم باهام قهر کنه
✴ ️پسر:دیـروز یادت رفت چقدر التمــاس می کردم
❇ ️دختر : وا چه التمــاسی؟؟؟
✴ ️پسر:بهت گفــتم دلــم برات تنگ شده می خوام ببینــمت
❇ ️دختر : ای وای راست میگــی اصلا هواسم نبود
✴ ️پسر :صبح اومــدم نشستم جلو درتون فقط دوس داشتـــم از دور هم شــده فقط یه لحظه نگات کنــم
❇ ️دختر : امرووززز؟؟
✴ ️پسر:پسره خیلی خوشگــل بود خیلی بهش حـــسودیم شد
❇ ️دختر : کـــدوم پسره؟چی میگی؟؟
✴ ️پسر:همونی ک اومد جــلو درتون سـوار ماشینـــش شدی
❇ ️دختر : دیــوونه اون عشـــق دوســتم بود چون خونــه‌ی ما نزدیــک بود اول اومــد دنبال من
✴ ️پسر:میـدونم
❇ ️دختر : از کجا میـــدونی؟؟
✴ ️پسر:دیروز وقتـی رفیقــم عکســتو بهم نشون داد گفت این عــشقه جدیدمـه باورم نشد....😔 😔 😔 😔
دیدگاه ها (۱)

کپشن

آوای شب پارت ۴ ویو ...دختر های پدرم برام انتخاب کرده بود رو ...

پارت ۷ دو دقیقه چشم تو چشم شدن که تهیونگ گفت ∆ شما دانش آموز...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

سناریو قفل آبی پارت ۳

دختر تنها {2}

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2«ویو ا.ت»یه مردی پشت میز نشسته بود و سرش پایین بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط