{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نردبان نرده شد و ساختم از آن قفسی..

نردبان نرده شد و ساختم از آن قفسی..

مُرغِ باغ ملکوتم شد اسیر هَوَسی ...
دیدگاه ها (۲)

ما کاسبان سکه و بازار و سودیم...ما ساکن شهر نگاه های حسودیم....

فکرِ اندام و فُرمِ تن بودم...غافل ازمُردن و کفن بودم...بعدِ ...

عشق را از منِ دلداده ی پر درد بپرس!..از بلایی که نگاهی سرم آ...

از دوری تو پَست شدم آقا جان...یک کوچه بن بست شدم آقا جان..می...

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

مرسوم است به میمنت ازدواج، جلوی پای عروس و داماد قرب‍انی می ...

معامله p7جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ نگاه کرد.بعد لبخند کوچ...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۰اولین شب زندگی مشتر...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

p25

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

پارت:¹°°°°°باران با بی‌رحمی به پنجره‌های بلند عمارت جئون می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط