{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ز برای دیدنت، خانه به خانه میروم

من ز برای دیدنت، خانه به خانه میروم
هم قدمم با غم خود، شانه ب شانه میروم

نیست اگر نشان ز تو، درهمه کوی و برزنم
در پی هر نشانه ای، سایه ب سایه میروم

رخ بنما اگر تورا، نیست جدا ز وصل من
سخت بود چنین سخن، من عاشقانه میروم

مست شوم ز بوی تو، غبطه خورم ز موی تو
جان ز کفم اگر رود، من بی بهانه میروم

معبد من نگاه تو، شور من اشتیاق تو
مرغک خوش صدای من، بی آشیانه میروم

درعجبم چرا که من، سست شوم ب کوی تو
حکم ز رفتنم شود، من بی گلایه میروم

این غزل از صمیم دل، سروده ام برای تو
شعر اگر اثر نکرد، سوی ترانه میروم.....
دیدگاه ها (۱)

نوروز شد ولی دل من نو نمی شودیک بوده ای همیشه و یک، دو نمی ش...

بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرددوست با من هم صدا نالید...

قرار برده زمن آن دو نرگس رعنافراغ برده زمن آن دو جادوی کهن

تو تکیه به مهتاب بده،من به تو گاهیای موی تو شب رنگ ترین نوع ...

من ز برای دیدنت، خانه به خانه میرومهم قدمم با غم خود، شانه ب...

من ز برای دیدنت، خانه ب خانه میرومهم قدمم با غم خود، شانه ب ...

من غبطه می‌خورم به درختان خانه‌اتای کاش سر گذاشته بودم به شا...

من غبطه می‌خورم به درختان خانه‌اتای کاش سر گذاشته بودم به شا...

من غبطه می‌خورم به درختان خانه‌اتای کاش سر گذاشته بودم به شا...

من غبطه می خورم به درختان خانه اتای کاش سرگذاشته بودم به شان...

روح والاي تو از جنس خدا ميباشد      نفَس سينه ي تو عقده گشا ...

بِن مای بِرُخ شاها شَهآبـــــ..كِبُنِ مایه نَسَرباغ و نتَهگ...

۱۳سایه رحمتبر در میکده روزی چو گذرم افتدچشم آلوده من بر رخ ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط