ادامه پارت ۴۴
ادامه پارت ۴۴
همونطور که من با خودم درگیر بودم جیمین کمی خم شد و یکی از بشقاب های کیک رو برداشت و با چنگال کمی ازش رو برداشت و داخل دهنش گذاشت لبخند شیرینی زد و ناله ی ریزی از مزه ی کیک کرد
جیمین : این مزه محشره امیلی میشه همیشه از این کیکا بپزی؟
من کیک شکلاتی دوست دارم
-حتما
جیمین : دوست داری توهم ازش امتحان کنی؟
بدون اینکه منتظر جواب من بمونه تيکه کوچیکی از کیکو با چنگال کند و جلوی دهنم گرفت و گفت : بخور
نمیخواستم دستشو پس بزنم چون واقعا میترسیدم دوباره فقط اونطوری بشه پس دهنمو باز کردم و اونم چنگالو توی دهنم گذاشت
و لبخند عمیقی زد
بدون اینکه دیگه حرفی بینمون رد و بدل شه جیمین یه تیکه کیک تو دهن من و یه تیکه کیک تو دهن خودش میزاشت تا کیک تموم شد پس زمانو برای پرسیدن سوالم مناسب دیدم
-جیمین میتونم ازت یه سوال شخصی بپرسم؟
جیمین : بیب این مگه سوال داره ؛ تو هر سوالی که بخوای میتونی ازم بپرسی و تنها به شرطی که درمورد پرونده های محرمانهی کاریم نباشه مطمئن باش من جواب میدم
-نه نه درمورد پرونده هات نیست درمورد خودته یه جورایی گذشتت؟
لبخند تلخی زد و گره دستشو دور کمرم محکم تر کرد و گفت : گذشته من چیز زیبایی برای کنکاش نداره ماهزاده
-فقط کنجکاویه میدونی
جیمین : باشه بپرس
-بعد از اینکه به کمپ روسا رفتی اون اوایل دوسال چیشد؟ یعنی منظورم اینه اونا باهاتون چیکار کردن؟
جیمین : دقيقا كدوم بخش کارایی که کردن میخوای بدونی؟
-میشه همشو بدونم؟
جیمین : برام سخته بازگو کردن همش
-انقد زجراور بوده ؟
جیمین : یه شرط دارم برای گفتن همه ماجرا برات
-هرچی باشه
جیمین : منو توی اغوشت بگیر
همونطور که من با خودم درگیر بودم جیمین کمی خم شد و یکی از بشقاب های کیک رو برداشت و با چنگال کمی ازش رو برداشت و داخل دهنش گذاشت لبخند شیرینی زد و ناله ی ریزی از مزه ی کیک کرد
جیمین : این مزه محشره امیلی میشه همیشه از این کیکا بپزی؟
من کیک شکلاتی دوست دارم
-حتما
جیمین : دوست داری توهم ازش امتحان کنی؟
بدون اینکه منتظر جواب من بمونه تيکه کوچیکی از کیکو با چنگال کند و جلوی دهنم گرفت و گفت : بخور
نمیخواستم دستشو پس بزنم چون واقعا میترسیدم دوباره فقط اونطوری بشه پس دهنمو باز کردم و اونم چنگالو توی دهنم گذاشت
و لبخند عمیقی زد
بدون اینکه دیگه حرفی بینمون رد و بدل شه جیمین یه تیکه کیک تو دهن من و یه تیکه کیک تو دهن خودش میزاشت تا کیک تموم شد پس زمانو برای پرسیدن سوالم مناسب دیدم
-جیمین میتونم ازت یه سوال شخصی بپرسم؟
جیمین : بیب این مگه سوال داره ؛ تو هر سوالی که بخوای میتونی ازم بپرسی و تنها به شرطی که درمورد پرونده های محرمانهی کاریم نباشه مطمئن باش من جواب میدم
-نه نه درمورد پرونده هات نیست درمورد خودته یه جورایی گذشتت؟
لبخند تلخی زد و گره دستشو دور کمرم محکم تر کرد و گفت : گذشته من چیز زیبایی برای کنکاش نداره ماهزاده
-فقط کنجکاویه میدونی
جیمین : باشه بپرس
-بعد از اینکه به کمپ روسا رفتی اون اوایل دوسال چیشد؟ یعنی منظورم اینه اونا باهاتون چیکار کردن؟
جیمین : دقيقا كدوم بخش کارایی که کردن میخوای بدونی؟
-میشه همشو بدونم؟
جیمین : برام سخته بازگو کردن همش
-انقد زجراور بوده ؟
جیمین : یه شرط دارم برای گفتن همه ماجرا برات
-هرچی باشه
جیمین : منو توی اغوشت بگیر
- ۲۳۲
- ۱۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط