رفتیم سمت یه فروشگاه صاحبش گفت باید بارها رو خالی کنیم و بچینیم تو ...

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮
𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟖




رفتیم سمت یه فروشگاه، صاحبش گفت باید بارها رو خالی کنیم و بچینیم تو قفسه‌ها، بعدم کل مغازه رو برق بندازیم. پولش بد نبود، حداقل می‌تونستیم امشب تو یه مسافرخونه بخوابیم.



ویو وقتی کار می‌کردیم

ا/ت: تهیونگ...

ته: جانِ دلم؟

ا/ت: به نظرت سرنوشتمون چی میشه؟ یعنی بعد این همه سختی دیگه برای همیم، نه؟ الان دیگه مانعی برای ازدواجمون نیس... کی ازدواج کنیم؟


ته (یه‌کم مکث می‌کنه): اممم... راستش دلم می‌خواد یه خونه بخرم، یه کار درست‌حسابی داشته باشم، تا بتونم بهترینا رو برات بخرم... می‌خوام وقتی بهت نگاه می‌کنم حس کنم لیاقتت رو دارم.

ا/ت (با لبخند اشکی): تو بزرگترین آرزوی منی... من جز اینکه با تو باشم هیچی نمی‌خوام، نه خونه‌ی آنچنانی، نه ماشین گرون، نه لباس برند... هیچی! فقط تو رو می‌خوام، تهیونگ... فقط تو عشق من باشی، کافیه.

ته (می‌خنده): ببین... الان داری مث زن برقی هر روز مخ منو می‌زنی با این حرفا.

ا/ت: من کی...

صاحب مغازه (یهو داد می‌زنه): اوووی! دارین چی کار می‌کنین؟ زودتر کارو تموم کنین، واستین برا شب مث مرغ عشق قربون‌صدقه برین، نه اینجا سر کار من! 😡

من و تهیونگ داشتیم می‌ترکیدیم از خنده، ولی زورکی نگه داشتیم.

ته (آروم دم گوشم): فکر کنم راست میگه، این کارارو باید بذاریم برا شب... راستی ا/ت، نظرت راجع به شب چیه؟

ا/ت (با خجالت و حرص): تهیونگگگگگ! 🤦‍♀️ (محکم می‌کوبه به سینه‌های عضلانیش)

ته (خودشو می‌گیره و می‌خنده): آخ، دردم گرفت خانوم دیوونه.

ا/ت: برو بچه‌ی شیطون! الان دوباره میاد سراغمون.

ته: باشه باشه، می‌زنم به کار.

کارمون تموم شد، پولمون رو گرفتیم، راه افتادیم سمت مسافرخونه. اما یه چیزی عجیب بود... خیابونا خیلی خلوت بودن. سئول؟ اونم شب؟ مگه میشه این‌قد خلوت باشه؟ 😰

داشتیم می‌رفتیم که پیچیدیم تو یه کوچه تاریک... بن‌بست بود.



یهو صدای جیغ دختری اومد:
– کــمکـــــکککککککـــــ!



من و تهیونگ سر جامون خشکمون زد. صدا از ته کوچه میومد...




ادامه دارد...



خب خب دوتا پارت گزاشتم بدون شرطه ولی حمایت کنید نمیدونم ولی احتمالا امروز بازم پارت بزارم و اینکه شاید تصمیم گرفتم که بدون شرط پارت هارو آپ کنم چون دوس دارم بخونید و لذت ببرید ولی اگه ازم حمایت کنید خوشحال میشم و اینکه اگه میتونید فیکمو به بقیه دوستاتونم معرفی کنید خوشحال میشم جمعممون بزرگتر بشه❤️🌸
و اینکه اونایی که منتظر اومدن جونگ کوکن پارت بعد انتظارتون تموم میشه🙂
دیدگاه ها (۶)

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟗از ته یه کوچه تاریک که بن‌بست بود، یه...

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟏𝟎ویو ا/تفک کنم حدود دوساعتی بود تو راه...

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟕ویو ا/تبعد از چند ساعت توی راه بودن، ب...

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟔با ا/ت رسیدیم خونه‌ی عموم. عموم و زن‌ع...

طراح عشق

love Between the Tides³⁷ا/ت: برای دوست دخترت خریدی؟ تهیونگ: ...

love Between the Tides³⁴شب برگشتم خونه ا/ت: تهیونگ تهیونگ: ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط