از ته یه کوچه تاریک که بنبست بود یهو صدای جیغ خفهی یه دختر ...

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮
𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟗




از ته یه کوچه تاریک که بن‌بست بود، یهو صدای جیغ خفه‌ی یه دختر اومد. دلم ریخت. برگشتم سمت تهیونگ، که با نگرونی گفت:
×: ا/ت… بیا بریم از اینجا، زودباش.
ا/ت (با جدیت، با اینکه صدام میلرزید): نه… ما باید اون دخترو نجات بدیم.



قبل از اینکه تهیونگ حتی فرصت کنه جواب بده، پامو گذاشتم تو کوچه. نفس عمیق کشیدم، جرئتمو جمع کردم و داد زدم:
– ولمش کن! با اون دختر چیکار داری؟!



مرد خندید، با صدای کلفت و عصبی:
– تو دیگه چه غلطی‌ای هستی؟ نکنه می‌خوای جاتو باهاش عوض کنی؟
– نه… نمیخوام جای اون باشم. ولی باید بزاری بره. گناهی نداره. داری مثل یه قلدر به زور چیزی ازش می‌خوای…




ویو تهیونگ
اول کوچه خشکم زده بود. نگام قفل بود روی ا/ت که وسط کوچه مثل شیر وایساده بود، با اون همه شهامت… یه لحظه انگار عاشق‌تر از قبل شدم. اما وقتی دیدم اون حرومزاده داره به سمتش میره، خونم به جوش اومد. دویدم، ا/ت رو کشیدم تو بغلم و با صدای محکم گفتم:
×: تا وقتی من هستم… هیچ‌کس نمی‌تونه به دوست‌دخترم دست بزنه.


اون یارو قهقهه زد:
– هه… این ج*نده دوس دختر توئه؟ چه غلطایی می‌کنی، پسر جون؟

× (با عصبانیت، دندون‌قروچه): زبونتو درست کن عوضیییی!



ادامه دارد...


ایندفعه شرط گذاشتم و اینکه اون کسی که علامت منفی بود جونگ کوکه

❤️ 𝟤𝟢 𝓁𝒾𝓀𝑒𝓈
💬 𝟤𝟢 𝒸𝑜𝓂𝓂𝑒𝓃𝓉𝓈
دیدگاه ها (۳۶)

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟏𝟎ویو ا/تفک کنم حدود دوساعتی بود تو راه...

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟏𝟏همین‌طور که داشتم در و دیوار خونه‌ی ...

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟖رفتیم سمت یه فروشگاه، صاحبش گفت باید ...

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟕ویو ا/تبعد از چند ساعت توی راه بودن، ب...

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟑𝟓ویو ا/تحدود یه ماه از اون اتفاق گذشته...

𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟑𝟔ا/ت: خانم بزرگ میشه بگید که چیشده؟؟بر...

تهیونگ تک پارتی غمگینا/ت : سلام من ا/تم و ۲۰ سالمه ، من و ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط