{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میرم از شهرِ تو با یه کوله بار از خاطره

میرم از شهرِ تو با یه کوله بار از خاطره
دلِ من مونده پیشت گرچه پاهام مسافره
می گذره همراهِ جاده یادِ تو از تو خیالم
توی راه دریغ از ابری که بباره واسه حالم
توی هر گوشه ی این شهر، دارم از عشقِ تو یادی
می سوزونه منو یادِ دلی که به من ندادی
راه می افتم بی هدف، مقصدِ راهو نمی دونم
کاش میشد آروم بگیرم، ولی افسوس نمی تونم
نه یه قاصدک تو جاده، که بشه همسفرِ من
من یه قصه م که جدایی شده فصلِ آخرِ من
توی هر گوشه ی این شهر، دارم از عشقِ تو یادی
می سوزونه منو یادِ دلی که به من ندادی
میرم و گم میشم آخر، تو غروبِ دشتِ غربت
نمی تونم که بمونم، توی شهرِ بی محبت
دیدگاه ها (۱۹)

وﻗﺘﻲ دﺳﺘﺎم ﺧﺎﻟﻲ ﺑﺎﺷﻪ‫وﻗﺘﻲ ﺑـﺎﺷـﻢ ﻋـﺎﺷﻖ ﺗﻮ‫ﻏﻴﺮ دل ﭼﻴﺰی ﻧﺪارم‫...

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود عاقبت غربی ترین دل نیز...

یه مسافر یه غریبه یه شبم بی پنجرهمی روم با کوله بار سرگذشت و...

اعتراف میکنم نگاهت را دوست دارماعتراف میکنم صداتو دوست دار...

اعتیاد من بهت.

خلاصه لایو تولد نامجون: (pt¹)🐨: یه کم خجالت‌آوره، ولی ممنونم...

هی کوچولو، اگه تو نبودی، هرگز نمی‌فهمیدم دوست داشتن یعنی چی؛...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

عاشقانه های شبنم

خلاصه لایو تولد نامجون: (pt¹)🐨: یه کم خجالت‌آوره، ولی ممنونم...

𓆩♡𓆪 ریکشن BTS وقتی می‌خوان بهمون اعتراف کنن…ولی قبل از اینکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط