سناریو
"سناریو"
pov:با هم آشپزی میکنید.
«مکنهلاین»
#هان :ایشون تمام و کمال شیطنت میکنه. انقدر اذیتت میکنه که ترجیح میدی تنهایی آشپزی کنی،اما خب اگه ازش بخوای از آشپزخپنه بره بیرون ناراحت میشه و باید حتما غذای مورد علاقهاش رو درست کنی و کلی هم نازشو بکشی تا باهات آشتی کنه؛اما خب وقتایی که با هم آشپزی میکنید تو بیشتر کارا رو انجام میدی،اون بیشتر حواستو با شوخیهاش پرت میکنه یا خیلی بخواد کمک کنه وسیلهها رو بهت میده.
#فلیکس :از اونجایی که آقای لی خیل آشپزی کردن رو دوست داره،زیاد با همدیگه آشپزی میکنید. چون اون خیلی شیرینی دوست داره و تو هم باهاش هم سلیقهای بیشتر شیرینی درست میکنید؛مثل کیک یا دسر های مختلف. این بچه زیادی شیطنت نمیکنه اما خب خیلی هم ساکت نیست،یهجورایی بیشتر باهات شوخیهای عاشقانه یا لاسطور میزنه؛مثل اون دفعه که میخواستی کیک رو تزیین کنی،خامه رو ازت گرفت و روش دوتا دایره کشید و بعد از تلاشهاش تونست یه جفت گیلاس بکشه.تو پرسیدی:
"چرا گیلاس؟"
اونم خنده ریزی کرد و پاسخ داد:
"گیلاس،به امید اینکه مثل گیلاسهای تو خوشمزه باشه!"
#سونگمین :اینیکی نسبتا آرومه. زیاد اذیتت نمیکنه و واقعا درست کمکت میکنه،زیاد هم عاشقانه نیست؛باید خیلی شیطنتش گل کرده باشه که مثل اون دفعه که یهویی وقتی داشتی غذا رو هم میزدی فقط آروم از پشت بغلت کرد و بوسه کوچیکی به گونهات زد،اما بعد از چند دقیقه یهویی زیر گاز رو خاموش کرد و رفت. خلاصه که آشپزی باهاش خیلی خاطرهانگیز میشه.
#جونگین :این گل پسر چون زیاد آشپزی بلد نیست سعی میکنه بیشتر کمکت کنه،تا بتونید با هم غذا درست کنید. زیاد شیطنت نمیکنه،بیشتر رمانتیکه؛مثل اوندفعه که وقتی داشتی گوشت خرد میکردی بهش گفت بهت ادویهاینا بده اما بعد از چند دقیقه دیدی هیچ ادویهای جلوت نیست،و وقتی به جونگین نگاه کردی دیدی دستشو گذاشته زیر چونش و بهت خیره شده. وقتی پرسیدی:
"چیزی شده؟"
فقط با لبخند نرمی و نگاهی عاشقانه جواب داد:
"نه،فقط داشتم به ملکهام موقع آشپزی نگاه میکردم."
_Soki.
#سناریو #استریکیدز #فیک #کیپاپ
pov:با هم آشپزی میکنید.
«مکنهلاین»
#هان :ایشون تمام و کمال شیطنت میکنه. انقدر اذیتت میکنه که ترجیح میدی تنهایی آشپزی کنی،اما خب اگه ازش بخوای از آشپزخپنه بره بیرون ناراحت میشه و باید حتما غذای مورد علاقهاش رو درست کنی و کلی هم نازشو بکشی تا باهات آشتی کنه؛اما خب وقتایی که با هم آشپزی میکنید تو بیشتر کارا رو انجام میدی،اون بیشتر حواستو با شوخیهاش پرت میکنه یا خیلی بخواد کمک کنه وسیلهها رو بهت میده.
#فلیکس :از اونجایی که آقای لی خیل آشپزی کردن رو دوست داره،زیاد با همدیگه آشپزی میکنید. چون اون خیلی شیرینی دوست داره و تو هم باهاش هم سلیقهای بیشتر شیرینی درست میکنید؛مثل کیک یا دسر های مختلف. این بچه زیادی شیطنت نمیکنه اما خب خیلی هم ساکت نیست،یهجورایی بیشتر باهات شوخیهای عاشقانه یا لاسطور میزنه؛مثل اون دفعه که میخواستی کیک رو تزیین کنی،خامه رو ازت گرفت و روش دوتا دایره کشید و بعد از تلاشهاش تونست یه جفت گیلاس بکشه.تو پرسیدی:
"چرا گیلاس؟"
اونم خنده ریزی کرد و پاسخ داد:
"گیلاس،به امید اینکه مثل گیلاسهای تو خوشمزه باشه!"
#سونگمین :اینیکی نسبتا آرومه. زیاد اذیتت نمیکنه و واقعا درست کمکت میکنه،زیاد هم عاشقانه نیست؛باید خیلی شیطنتش گل کرده باشه که مثل اون دفعه که یهویی وقتی داشتی غذا رو هم میزدی فقط آروم از پشت بغلت کرد و بوسه کوچیکی به گونهات زد،اما بعد از چند دقیقه یهویی زیر گاز رو خاموش کرد و رفت. خلاصه که آشپزی باهاش خیلی خاطرهانگیز میشه.
#جونگین :این گل پسر چون زیاد آشپزی بلد نیست سعی میکنه بیشتر کمکت کنه،تا بتونید با هم غذا درست کنید. زیاد شیطنت نمیکنه،بیشتر رمانتیکه؛مثل اوندفعه که وقتی داشتی گوشت خرد میکردی بهش گفت بهت ادویهاینا بده اما بعد از چند دقیقه دیدی هیچ ادویهای جلوت نیست،و وقتی به جونگین نگاه کردی دیدی دستشو گذاشته زیر چونش و بهت خیره شده. وقتی پرسیدی:
"چیزی شده؟"
فقط با لبخند نرمی و نگاهی عاشقانه جواب داد:
"نه،فقط داشتم به ملکهام موقع آشپزی نگاه میکردم."
_Soki.
#سناریو #استریکیدز #فیک #کیپاپ
- ۲۴.۷k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط