شبخاص
"شبخاص"
'پارت اول'
P¹
با سرعت زیادی رانندگی میکرد. با دوستش دعواش شده بود،اونم سر یه چیز الکی. قرار بود با همدیگه برای کنسرت تمرین کنند،اما وقتی بخاطر حواسپرتی یکی دوجا رو خراب کرد بهش گفتن به درد این پارت نمیخوره؛خب اون واقعا دنس خوبی داشت اما این چند روز بخاطر فکر و استرس کاراش یکم بهم ریخته بود و این حرف واقعا مثل یه ضربه فیزیکی بهش برخورد،از طرفی هم چون کنسرت فردا بود نمیتونست پارت های خودشو جا به جا کنه اونموقع باید کنسرت رو عقب بندازن.
الانم داشت با سرعت از اتاق تمرین،تنهایی برمیگشت به خوابگاه خودشون.
خب بالاخره برای خودش هم سخت بود،بعد از اینهمه مدت آیدل بودن یهویی همگروهی خودش اینو بگه.
تو همین فکرا بود که با برخورد به یه ماشین بهسرعت زیادی ماشینش به طرف مخالف چرخید،هیچچیزی نفهمید؛فقط فهمید سر پیچ چهار راه رو پیچید و بعدش بوم،تصادف کرد.
فلیکس بعد از اینکه تنهایی شامشو تو یه رستوران محلی،داخل محله کانگهام* خورد شروع کرد به رانندگی نزدیک به خوابگاه. معمولا با سرعت زیادی نمیروند اما ایندفعه چون چان بهش زنگ زد و گفت سریع باید بیاد خوابگاه بخاطر یه صحبت مهم جیوایپی سریعتر میرفت؛و داشت پشت تلفن با چان بحث میکرد:
-چیمیگی هیونگ؟دارم بهت میگم دارم میام دیگه.
+خب نمیتونستی زود تر بیای؟اصلا تا الان کجا بودی؟یهساعته باید این پیرمرد رو-
-هیونگ منـ٫
اول یه صدای بلندی که مثل گرفتن ترمز بود شنید و بعدش یه صدای بزرگ یه برخورد،صداش قطع شد و چان فقط دیگه پشت تلفن صدای بوق آزاد رو میشنید...
*:کانگهام رو به عنوان اسم به محله شنیده بودم،اما نمیدونم درسته یا نه فقط برای همین نوشتم که خواستم نشون بدم یه محله کوچیک داخل سئول باشه.
_Soki.
#فلیکس #چندپارتی #فیک #استریکیدز #سناریو #کیپاپ
'پارت اول'
P¹
با سرعت زیادی رانندگی میکرد. با دوستش دعواش شده بود،اونم سر یه چیز الکی. قرار بود با همدیگه برای کنسرت تمرین کنند،اما وقتی بخاطر حواسپرتی یکی دوجا رو خراب کرد بهش گفتن به درد این پارت نمیخوره؛خب اون واقعا دنس خوبی داشت اما این چند روز بخاطر فکر و استرس کاراش یکم بهم ریخته بود و این حرف واقعا مثل یه ضربه فیزیکی بهش برخورد،از طرفی هم چون کنسرت فردا بود نمیتونست پارت های خودشو جا به جا کنه اونموقع باید کنسرت رو عقب بندازن.
الانم داشت با سرعت از اتاق تمرین،تنهایی برمیگشت به خوابگاه خودشون.
خب بالاخره برای خودش هم سخت بود،بعد از اینهمه مدت آیدل بودن یهویی همگروهی خودش اینو بگه.
تو همین فکرا بود که با برخورد به یه ماشین بهسرعت زیادی ماشینش به طرف مخالف چرخید،هیچچیزی نفهمید؛فقط فهمید سر پیچ چهار راه رو پیچید و بعدش بوم،تصادف کرد.
فلیکس بعد از اینکه تنهایی شامشو تو یه رستوران محلی،داخل محله کانگهام* خورد شروع کرد به رانندگی نزدیک به خوابگاه. معمولا با سرعت زیادی نمیروند اما ایندفعه چون چان بهش زنگ زد و گفت سریع باید بیاد خوابگاه بخاطر یه صحبت مهم جیوایپی سریعتر میرفت؛و داشت پشت تلفن با چان بحث میکرد:
-چیمیگی هیونگ؟دارم بهت میگم دارم میام دیگه.
+خب نمیتونستی زود تر بیای؟اصلا تا الان کجا بودی؟یهساعته باید این پیرمرد رو-
-هیونگ منـ٫
اول یه صدای بلندی که مثل گرفتن ترمز بود شنید و بعدش یه صدای بزرگ یه برخورد،صداش قطع شد و چان فقط دیگه پشت تلفن صدای بوق آزاد رو میشنید...
*:کانگهام رو به عنوان اسم به محله شنیده بودم،اما نمیدونم درسته یا نه فقط برای همین نوشتم که خواستم نشون بدم یه محله کوچیک داخل سئول باشه.
_Soki.
#فلیکس #چندپارتی #فیک #استریکیدز #سناریو #کیپاپ
- ۱۳.۴k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط