{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

"سناریو"
pov:با هم آشپزی میکنید.

«هیونگ‌لاین»

#بنگچان :مثل یه آدم کاملا نرمال باهات آشپزی می‌کنه. خب البته گاهی یکم مسخره بازی درمیار،مثل اون دفعه که ازش خواستی دمای آب رو برای نودل چک‌ کنه که دستش‌و کاملا کرد تو آب؛ولی خداروشکر هنوز آب جوش نشده بود. بهرحال لیدره گروه استری کیدز نمیتونه قطعا نرمال باشه،اما در نهایت آشپزی کردن با هم یکی از قشنگترین خاطره هاتون هست؛هم گاهی عاشقانه هم طنز.


#لینو :از دومین هیونگ و یکی از بهترین آشپز استری کیدز توقع غذای بد داری؟اشتباه نکن عزیزم. البته اگه تو و لینو نرید تو ساید شیطنت؛چون اون موقع فقط خودتون میتونید غذایی که درست کردید و آشپزخونه‌ای که به کثافت کشیده شده رو تحمل کنید. خب اگه شیطنت نکنید و درست آشپزی کنید،صددرصد بهتون خوش میگذره؛مثل اون لحظه‌ای که لینو ازت خواست توی غذا یکی ادویه بریزی و بعدش تو رو بین خودش‌‌و گاز قفل کرد و وقتی داشت با یکی از دستاش غذا رو هم میزد،با اون یکی دستش‌ تو رو توی بغلش نگه داشته بود و بوسه های پی‌درپی به گردنت می‌کاشت.


#چانگبین :ایشون حتما باید یه غذای مقوی بخوره یا درست کنه،چون معتقده هم خودش هم تو نیاز دارید بدن سالمی داشته باشید پس فست فود و اینا کم می‌خورید یا درست میکنید. از اونجایی که بینی جونشم برای غذا میده پس هرکاری می‌کنه تا غذای مورد علاقه اش رو درست کنید. خودتون که از شیطنت‌هاش خبر دارید،بخوام مثال بزنم یه بار که شروع کردید آشپزی ازش خواستی از توی کشو کابینت بهت یه دستمال بده یا سبزی‌ها رو بزاری روشون و وقتی اومد دیدی پیشبند تو رو بسته و با یه صدای کیوت میگه:
"عشقم،چطور شدم؟"
در واقع شاید داشت ادای تو رو درمی‌آورد،اما همین با همین شیطونی‌هاش بیشتر غذاهایی که با هم درست کردید رو خراب کرده؛اما بجاش یه شب خاطره انگیز درست کرده.


#هیونجین :آقای هوانگ به‌همراه شیطنت خیلی رمانتیک هم کار می‌کنه. برعکس بقیه همیشه غذا رو خراب نمیکنه در واقع چون کم آشپزی می‌کنه،وقتایی که باهات آشپزی می‌کنه بیشتر غذا به انتخاب تو هست و تمام سعیش‌و می‌کنه تا اونجوری باید و شاید در بیاد؛اما نگفتم این وسطا اذیتت هم نمیکنه،یهویی دیدی وقتی ازش ادویه خواستی که کابینت بالا بود و دستت بهش نمیرسید بخنده و در جواب بگه:
"چاگیا واقعا انقدر کوچیکی که نمیتونی یه ادویه رو برداری؟اصلا من یه دختر بچه گرفتم یا زن؟"
که با اعتراض های شما مواجه میشه،اما اگه ببینه جدی ناراحت بشی قطعا از دلت در میاره مثلا اون دفعه که از دستش ناراحت شدی وقتی داشتی غذا رو هم می‌زدی از پشت بغلت کرده و چسبودت به سینه خودش‌‌و و برای تست غذا یکمی از غذا رو فوت کرد و بهت داد؛لحظه بعد وقتی خواستی با زبونت قسمتی از غذا رو که کنار لبت بود رو پاک کنی اول اون با زبونش پاک کرد و با یه بوسه عمیق گفت:
"ببخشید...اما خب نتونستم جلوی خودم‌و بگیرم و این خوشمزه های نرم پرنسسم‌و نچشم!"


_Soki.


#سناریو #استری‌کیدز #فیک #کی‌پاپ
دیدگاه ها (۳۲)

"سناریو"pov:با هم آشپزی میکنید.«مکنه‌لاین»#هان :ایشون تمام و...

"شب‌خاص"•پارت‌معرفی•یه‌نکته:من سعی کردم چیزی زیادی رو تغییر ...

"هی،قرار بود شام امشب با من باشه!"صدای آهنگی که خانم خونه مو...

pov:اون داره کم کم دیدش‌و از دست میده!همه‌چی داره کم کم بی ر...

اختلالی از نوع عشق پارت ششملینو وقتی در اتاق رو باز کرد.. از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط