Im just a freak
I'm just a freak.....
(میتونین با خوندنش همزمان به اهنگ World class sinner گوش بدید🙂↔️)
(برگرفته شده از اپیزود اول سریال The idol🙂↔️)
بعد از اون همه خستگی بعد از اون روز سخت که برای البوم جدیدش گذرونده بود تصمیم گرفته بود با یکی از دنسراش که باهاش بیشتر از بقیه صمیمی بود و منیجرش به کلاب برن و خوش بگذرونن و ازاد باشن دور از سخت گیری های کمپانیش.
درست زمانی که به در ورودی کلاب رسیدن طرفداراش شروع کردن دور ماشینش جمع شدن و دختر با خوشحالی برای طرفداراش دست تکون میداد و با بعضیاشون هم عکس میگرفت با دوستاش وارد کلاب شدن. جمعیت داشت خفه اش میکرد اما هیچ اهمیتی نمیداد و فقط میخواست ازاد باشه پس رفتن و میزی رو برای نشستن انتخاب کردن و براشون نوشیدنی اوردن.
بعد از خوردن نوشیدنی هاشون ، دختر با دنسر مورد علاقش که یجورایی دوستش به حساب میومد شروع کردن به رقصیدن.
جمعیت بی نهایت زیاد بود و کسی نمیتونست تشخیص بده یه فرد محبوب بین جمعیت قرار داره تا اینکه توسط رئیس کلاب دیده شد یا بهتره بگم از قبل میدونست که دختر مورد علاقش به اینجا میاد!
پسر با میکروفونِ توی دستش شروع به حرف زدن کرد،جوری رفتار میکرد که انگار که از قبل نمیدونست دختر به اینجا اومده.
_هی وایستا ببینم!این جاسلین هستش که اینجاست؟؟خواننده ی مورد علاقم؟
دختر از خجالت خندید و تو بغل دوستش فرو رفت و کل جمعیت به دختر خیره بودن.
_م..من میتونم باهات برقصم؟میتونم؟
دختر با تکون دادن سرش تایید کرد و پسر به سمتش حرکت کرد.بعد از رسیدن پسر دستش رو دور گردنش حلقه کرد و شروع به رقصیدن کردن
_خیلی از نزدیک زیبا تری
لبخند کوچکی زد اما لبخندش زمانی کشیده تر شد که دید پسر دستش رو دور کمر.ش حلقه کرده.
+خب این الان یعنی چی پسر؟من حتی اسمتم نمیدونم
دختر با خنده سوالش رو از پسر پرسید
_مهم نیست همین که من اسمتو میدونم کافیه.
+ این یه پیشنهاد بود؟
_میتونی یه پیشنهاد در نظر بگیری اما ، بهتره بریم یه جای خلوت تر میخوام برات زانو بزنم نشون بدم برات چیکار میکنم
(بقیه شو دیگه با سریالش پیش برین🌚😼)
(میتونین با خوندنش همزمان به اهنگ World class sinner گوش بدید🙂↔️)
(برگرفته شده از اپیزود اول سریال The idol🙂↔️)
بعد از اون همه خستگی بعد از اون روز سخت که برای البوم جدیدش گذرونده بود تصمیم گرفته بود با یکی از دنسراش که باهاش بیشتر از بقیه صمیمی بود و منیجرش به کلاب برن و خوش بگذرونن و ازاد باشن دور از سخت گیری های کمپانیش.
درست زمانی که به در ورودی کلاب رسیدن طرفداراش شروع کردن دور ماشینش جمع شدن و دختر با خوشحالی برای طرفداراش دست تکون میداد و با بعضیاشون هم عکس میگرفت با دوستاش وارد کلاب شدن. جمعیت داشت خفه اش میکرد اما هیچ اهمیتی نمیداد و فقط میخواست ازاد باشه پس رفتن و میزی رو برای نشستن انتخاب کردن و براشون نوشیدنی اوردن.
بعد از خوردن نوشیدنی هاشون ، دختر با دنسر مورد علاقش که یجورایی دوستش به حساب میومد شروع کردن به رقصیدن.
جمعیت بی نهایت زیاد بود و کسی نمیتونست تشخیص بده یه فرد محبوب بین جمعیت قرار داره تا اینکه توسط رئیس کلاب دیده شد یا بهتره بگم از قبل میدونست که دختر مورد علاقش به اینجا میاد!
پسر با میکروفونِ توی دستش شروع به حرف زدن کرد،جوری رفتار میکرد که انگار که از قبل نمیدونست دختر به اینجا اومده.
_هی وایستا ببینم!این جاسلین هستش که اینجاست؟؟خواننده ی مورد علاقم؟
دختر از خجالت خندید و تو بغل دوستش فرو رفت و کل جمعیت به دختر خیره بودن.
_م..من میتونم باهات برقصم؟میتونم؟
دختر با تکون دادن سرش تایید کرد و پسر به سمتش حرکت کرد.بعد از رسیدن پسر دستش رو دور گردنش حلقه کرد و شروع به رقصیدن کردن
_خیلی از نزدیک زیبا تری
لبخند کوچکی زد اما لبخندش زمانی کشیده تر شد که دید پسر دستش رو دور کمر.ش حلقه کرده.
+خب این الان یعنی چی پسر؟من حتی اسمتم نمیدونم
دختر با خنده سوالش رو از پسر پرسید
_مهم نیست همین که من اسمتو میدونم کافیه.
+ این یه پیشنهاد بود؟
_میتونی یه پیشنهاد در نظر بگیری اما ، بهتره بریم یه جای خلوت تر میخوام برات زانو بزنم نشون بدم برات چیکار میکنم
(بقیه شو دیگه با سریالش پیش برین🌚😼)
- ۱.۵k
- ۰۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط