{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه ای در دهه ۵۰

عاشقانه ای در دهه ۵۰
پارت ۶۱

ویو راوی
تهیونگ با پیرزن حرف زد و بعد از اینکه تموم شد به
سمت کالسکه اومد و به جان گفت

_جان برو اتاق های سربازا رو تحویل بگیر

!چشم عالیجناب

جان به سمت خونه رفت و سربازا رو هم همراه خودش برد تهیونگ روی پنجره کالسکه زد تا املیا بیاد کناره پنجره

+بله؟

_ بیاین پایین رسیدیم

+باشه

املیا و لوئیس از کالسکه پیاده شدن و به سمت تهیونگ رفتن . تهیونگ دستش رو توی جیبش برد و کلیدی از جیبش دراورد و به املیا داد

+این چیه ؟

_ کلید اتاقه......... این خونه اتاق های زیادی داره و با اینکه سربازا و ژنرال ها تو همین خونه ان ولی هر آن ممکنه اتفاقی بیفته پس بهتره کلید اتاق رو داشته باشی

+ اهان باشه

تهیونگ به همراه املیا و لوئیس وارد خونه شدن . تهیونگ اون ها رو به اتاقی برد وسایل هاشون رو تو اتاق گذاشت و به املیا گفت

+شما اینجا استراحت کنین ما باید بریم سمت پادگان ارتش .............. در ضمن ما ممکنه شب دیر وقت

بیایم منتظره ما نمونین

+باشه ............مراقب خودت باش

تهیونگ سری تکون داد و از اتاق رفت بیرون لوئیس کل اتاق رو گشت و گفت

٪ بانوی من اینجا خیلی بزرگه

املیا خنده ای کرد و به طرف پنجره رفت و به رفتن تهیونگ و بقیه سربازا تماشا کرد

فلش بک به دو هفته بعد
دو هفته گذشت و روزها املیا همراه لوئیس و خانم لیو ( صاحب خونه ) به بازار شهر میرفتن و شبا هم باهام شام میخوردن و میخوابیدن .این دوهفته به جز جان که فقط میومد تا از حال املیا باخبر بشه کسی نیومده
بود . بلاخره شب سال نو رسیده بود ، با اینکه سال نو بود ولی املیا ناراحت بود که چرا حتی سال نو هم تهیونگ نیومده ، املیا با بی حوصلگی روی تخت دراز کشیده بود که لوئیس اومد پیشش و گفت

٪ بانوی من ، خانوم لیو اومدن گفتن خوب نیست شب سال نو تو خونه بمونیم........بریم بیرون

+نه لوئیس حوصله ندارم

خانم لیو = دخترم ......کاردیف به شب سال نوش معروفه بیاین بریم دیگه

+ ...........باشه بریم آماده شیم

لباساشون رو پوشیدن و از خونه رفتن بیرون و رفتن تو شهر ، خیابونا و بازار های شهر پر شده بود از مردم همه با خانواده شون بودن یا خرید میکردن یا تو شهر باهم میگفتن و میخندیدن ..........................................
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه ای در دهه ۵۰ پارت ۶۲ویو راوی املیا و لوئیس و خانم لی...

بچه هاااااا این بانو رو فالو کنید 🛐🛐ایدیش = @hana_575

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۶۰ ویو املیا حس تابش نور به صورت از...

عاشقانه ای در دهه ۵۰ پارت ۵۹ویو راوی تهیونگ که دید دارن نزدی...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏۷●•_ویلیام جیمز موریارتی_- پرش...

{ماه خونی}

dark love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط