{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مآ شُدیم یِه‍ جَمعِ لَش هَمخونِه‍ آخِه‍ اِنَقد زَدیم کِه‍

مآ شُدیم یِه‍ جَمعِ لَش هَمخونِه‍ آخِه‍ اِنَقد زَدیم کِه‍ تَه‍ شَب نَشِه‍ رَفت خونِه‍ پَس هَرکی بِهتَرِه‍ دَست فَرمونِش بایَد بَقیِه‍ رو تآ صُبح توی شَهر بِچَرخونِه‍
دیدگاه ها (۴)

تا دو ماه دیگه اول آذر باید حداقل چهارصد میلیون پول جمع کنم ...

پارت ۲۳رزا وقتی برگشت، شهر چراغونش روشن شده بود. کلید روبه‌ه...

پارت۴

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

پشت نگاه سردت پارت ۲۰ — ویو آت 🌿صبح روز بعد، با صدای زنگ گو...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

تهِ تهش، ما صاحب هیچ‌چیزی نیستیم…نه پول ، نه خونه‌ها، نه دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط