با حالت قهر و ناراحتی بهش گفتم:
با حالت قهر و ناراحتی بهش گفتم:
« تا کی باید چشم به راهت باشم؟
نمی تونی بفهمی من چی می کشم ... »
« این بار که برگردم، نمی رم،
تو هم چشم به راه نباش. »
پیکرش که تشییع شد، نه رفت و
نه مرا چشم به راه گذاشت.
راوی: مادر شهید هادی مختاری دلیر
« تا کی باید چشم به راهت باشم؟
نمی تونی بفهمی من چی می کشم ... »
« این بار که برگردم، نمی رم،
تو هم چشم به راه نباش. »
پیکرش که تشییع شد، نه رفت و
نه مرا چشم به راه گذاشت.
راوی: مادر شهید هادی مختاری دلیر
- ۳۳۳
- ۱۶ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط