{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟

پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟
گفت: برو عزیزم.
رفت و والفجر مقدماتی شهید شد!
پسر دوم گفت: مادر، داداش که رفت، من هم برم؟
گفت: برو عزیزم.
رفت و عملیات خیبر شهید شد!
پدر گفت:
حاج خانم بچه ها رفتند، ما هم بریم تفنگ

بچه ها روی زمین نمونه، رفت و کربلای پنج شهید شد!

مادر به خدا گفت:
همه دنیام رو قبول کردی، خودم رو هم قبول کن.
رفت و در حج خونین شهید شد!

شهیدان تلخابی
دیدگاه ها (۱)

با حالت قهر و ناراحتی بهش گفتم: « تا کی باید چشم به راهت باش...

مادر پول و طلاهاشو داد و از در ستاد پشتیبانی جنگ خارج شدمسوو...

مغازه دار میگفت :بیست و نه ساله هر وقت میره از خونه بیرون،کل...

مادرش میگفت! سخت تر از نبودنش ... یادآوری آخرین لبخند پسر شه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط