Part

Part ⁵⁰
آنیسا:تادااااا

دوروک:وااااای چه اتاق قشنگی پرنسس
دقیقا اتاقه ‌پرنسسه

آنیسا: مامانم بیام درس ترده

دوروک: اره مامانت خوش سلیقس
داشتم نگاه میکردم که چشمم به عکسا افتاد

چه عکس های قشنگی

آنیسا: این منم این مامانی
تازه یه عکسای دیدم هس اونا تو آلبومه بیا بیت نشون بدم

دوروک : چه آلبوم قشنگی

آنیسا: ایندا وقتیه ته به دنیا اومده بودم
ایندا وقتیه ته تازه یاه یفتم
ایندا تازه اولین بار بود ته رفته بودم پارت (پارک)

دوروک: قلبم درد میگرفت خیلی ناراحت بودم که نتونسته بودم هیچ کدوم از اینا رو ببینم و باهاش وقت بگذرونم
کاش منم می‌تونستم همه اینارو باهاشون تجربه کنم نزدیک بود اشکام سرازیر بشه اما نخواستم آنیسا رو ناراحت کنم
آه دختر خوشگلم آه دختر قشنگم
ازت خیلی خیلی معذرت میخوام پرنسسم که نتونستم کنارت باشم

آسیه:تاداااااا
شیر و شیرینی هاتون آمادس
کی میخواد

دوروک : با صدای آسیه به خودم اومدم و اشک چشمامو پاک کردم

دوروک و آنیسا:آخ جوووننن😍
ما ما ما ما می‌خوایم
آسیه: پس اونا رو بزارید کنار و بیاید بشینید
دیدگاه ها (۱)

Part⁵¹دوروک‌: هه هه😆(می‌خنده)آنیسا: چی شدهآسیه: عاعا. مامانی...

Part⁴⁹دوروک‌: مگه من می‌تونم پرنسس زیبایی مص تورو ول کنم برم...

Part⁴⁸دوروک‌: سلام آسیه خوبی. آنیسا خوبه.آسیه: سلام دوروک‌ م...

نجات پروانه🖤🦋پارت ۴و رفتم اتاقم کارم و مشغول پرونده ها شدم ب...

پارت۲۱که یهو....چراغا روشن شد و همه بلند گفتند:همه. *تولدت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط