Part

Part⁴⁹
دوروک‌: مگه من می‌تونم پرنسس زیبایی مص تورو ول کنم برم

آسیه: فعلا که ول کرده بودی

دوروک‌: جانم؟؟

آسیه: هیچی با تو نبودم با خودم بود

آنیسا: هیییی پندوئن🥳😍آخ دووووننننن

آسیه: عمو دوروک‌ برای تو آورده تشکر کردی

آنیسا: میسی عمو دوروک😘 (بوسش می‌کنه)

دوروک‌: یه لحظه فکر کردم یه فرشته منو بوس کرد انقدر خوشحال شدم که نگو

عمر: دوروک خوش اومدی

دوروک‌: مرسی عمرم

آنیسا: دایی ندا تن عمو دوروک بیام پندوئن اورده

عمر: وایییی دایی جون چقدر قشنگه
از عمو تشکر کردی

آنیسا: آیه

عمر: آفرین پرنسسم

آسیه: برین بشینین می‌خواین سرپا وایسین

عمر: پستم من میرم بیرون با سوسن قرار دارم
خوش بگذره😉 (می‌ره)

آسیه: عمررر

دوروک‌: چه خونه قشنگی

آسیه: ممنونم

آنیسا: عمو دوروک بیا اُتادَمو بهت نشون بدم

آسیه: مامانی بزار عمو دوروکت از راه برسه یکم بشینه

آنیسا: اما مامانی
ما میتایم بِییم یِتَم بازی بوتونیم

دوروک‌: آره آسیه خانم من اومدم اینجا تا با پرنسسم بازی کنم
ما میریم تو اتاق هروقت تو خواستی بیا

آسیه: که با پرنسستون بازی کنین آره 😏🤨
باشه شما برین منم براتون شیر و شیرینی میارم
چون مص اینکه امروز آنیس خانم شیر نخوردن مگه نه

آنیسا: ننننه😄

آسیه: آفرین دختر خوشگلم😑

دوروک‌: مگه هرروز شیر می‌خوره
چون منم هرروز شیر می‌خورم برای همین سالم می‌مونم😏

آنیسا: آیه منم میتورم بَیایِ همین قَویم نِدا بُتُن

دوروک‌: اووووووووووووووو پس دخترمونم قوین
حلال‌زاده به باباش می‌ره (یواش به آسیه می‌گه)

آسیه: باشه باشه شما قویا برین بازیتونو بکنین دیگه مگه نمی‌خواستین بازی کنین

آنیسا: باشه ما یَفتیم
دیدگاه ها (۰)

Part ⁵⁰آنیسا:تادااااادوروک:وااااای چه اتاق قشنگی پرنسسدقیقا ...

Part⁵¹دوروک‌: هه هه😆(می‌خنده)آنیسا: چی شدهآسیه: عاعا. مامانی...

Part⁴⁸دوروک‌: سلام آسیه خوبی. آنیسا خوبه.آسیه: سلام دوروک‌ م...

Part⁴⁷دوروک‌: عاعا من درست می‌بینم😳 آ... آسیه.. آسیه داره زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط