خوشبختانه وضعیت خوبه

'خوشبختانه وضعیت خوبه...
+میتونم ببینمش؟؟
'بله حتما
*داخل اتاق
_جیمین خوبی؟
+درد داری؟ خوبی؟ چیشد؟ داداشییی
=یااا سوا نمردم که خوبم فقط بدنم کوفتس
/دکتر گفت خوب میشی طبیعیه
+دادا...(گوشیش رنگ خورد)
مکالمه سوا و مادرش
*مادرش رو با م/س میزنم
+سلام مامان خوبی
م/س: سلام دختر خوبم میخواستم بگم قراره با بابات بریم استرالیا برای قرارداد
+عه چند وقت اونجایین؟
م/س: نزدیک یه ماه
+باشه من باید برم خدافظ
م/س: خدافظ دخترم
=چیشده
+مامان و بابا یه ماه میرن استرالیا برای قرارداد
=اها یونگی میشه بپرسی کی ترخیص میشم؟
/اره وایسا
.
.
/جیمین دکتر گفت باید چهار روز تحت مراقبت باشی
+داداش(بغض)
=میترسی نه
+من تو اونجا به این گندگی چجوری تنها باشم؟؟
/_چیشده
=سوا فوبیای تنهایی داره و خب نه من هستم نه مامان و بابام
+من نمیتونممم میرم خونه یونا
=راستی یونا کجاست؟؟
+/توراهه داره میاد
.
.
.
خماری.......
دیدگاه ها (۱)

جیمین « لبتاب روی میز رو هل دادم ستمش و گفتم « وای به حالت ا...

7سفید یخی زدم خیل خوشگل شده بود موهام رو نصفه بستم اومدم برم...

6+ببینین نمیتونم کامل توضیح بدم اما من جون کندم تا به اینجا ...

جیهوپ  « لونااااا.... بزار دستت رو ببینم.... رفتم و کنارش رو...

love Between the Tides¹⁹(باید اعتماد میکردم یا نه) بعد از چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط