{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الهی ::::::::::::::::::

الهی ::::::::::::::::::
مرکب وا ایستاد
قدم بفرسود
همراهان برفتند
واین بیچاره را جز حیرت نیفزود .
دیدگاه ها (۱)

یه درد دل خیلی کوچولو .خدا جونم ....من همه چی میخواهم .اولش ...

دوستی برایم نوشت ...چنان لطف کرم و داری که جان نیزبپای لطف ت...

به پدیده هابا چشم دل بنگر ...مثل دوست داشتن

سلام. بهترین نگاه طوووو

ما با تمام قدرت دربرابر ظالمان خواهیم ایستاد.. ✊💪🇮🇷سرانجام ا...

-🖤🥀-عروج آسمانی جهادگر شهید محمدحسن قاسمی در مسیر خدمت«وَجَا...

جنگل نفرین شده پارت ۵

p15شب شده بود.جنا بعد از بستن آتلیه، به سمت خانه راه افتاد. ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p79«احتمالاً... هر روز از کسی که منو آور...

پارت اول | دختر جدیدصدای ترمز اتوبوس، سکوت صبحگاهی خیابان را...

A friend of a loneliest time P2شخصی که در پشت در ایستاده بود...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۱: طعمِ ممنوعه‌یِ امیدچند ساعت از...

نام=)سایه مافیا### پارت هفتم: بازگشتِ سایهروزها در سکوتِ سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط