{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیره چشماش گوده و جون تو تنش نیستـ..

زیره چشماش گوده و جون تو تنش نیستـ..
داغونه انگار خون تو رگش نیستـ..
کم میاره میشکنه‍..
سست میشه تنهایی رو دوس نداره‍!
لحظه ی جدایی شد یه لحظه کور..
نتونست بگه واسه همیشه پیشم بمونـ..
هی پیش خودش میگفت چرا با من نموند..
غرق شده بود تو اشک و خونـ..
دیدگاه ها (۱)

دٌچـــــــــارِ غَمگینـــــــیِ مُزمِن شُـــــده اَم …بـــــ...

بگذار همه ی زندگی ام گِرِهی کور بخورد

ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺘﯿﺴﺘـــــــــــــ ﻫﻤﻪ ﺩﻟﮕﯿﺮﻧﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ ...ﺩﻟﯿﻞ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ....

ﺁﻫﺎے ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ !!ﻣﻦ ﺣﺘـــے ﮐﻔﺸـــے ﻫﻢ ﺑﭙﺎ ﻧﺪﺍﺭﻡ ...ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﺸﺨـــ...

پارت⁸که یهو ات بیهوش شد و تهیونگ سریع متوجه شد و اتو براید ا...

اومدم برا بار سوم بیوشو بدم برم رو مختون آدرین/ اوسی/ سیرک د...

سناریو:وقتی تو خواب گریه میکردی و...[هیونگ لاین]نامجون:با تک...

My professor Chapter:2Part:80اما اینجا ... تو این جهنم هیچکس...

سناریو ایزانا

سناریو جونگکوک

★彡   Part 2 彡★ خواستم جیغ بکشم ولی صدام داخل دهنم خفه شد.دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط