{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق مغرور

عاشق مغرور
#پارت ۳۲

گیج نگاهش کردم حاضرم قسم بخورم خود درگیری داره

ولی برای جلوگیری از دعوا سکوت کردمو سرمو به شیشه تکیه دادم


وقتی ماشین و جلوی یه عمارت شیک نگه داشت پرام ریخت از عمارت آقا جونم بهتر بود خیلی خوشگل بود تمش سفید و طلایی بود


رفتیم داخل که بهم گفت



- برو خودرو بگرد طبقه بالا آخرین اتاقم اتاقمونه


با ذوق گفتم

-باش

که یه لبخند اومد رو صورتشو جشماش پر مهر شد

رفتن همه جارو گشتم تارسیدم به یه اتاق تو طبقه ی بالا وقتی درشو باز کردم شوکه شدم چون...
دیدگاه ها (۱)

عاشق مغرور #پارت۳۳چون اونجا یه دیوار تماما شیشه ای بود که وی...

عاشق مغرور #پارت۳۵و به بوسی...دنش ادامه داد اینبار خش...نترک...

عاشق مغرور #پارت ۳۱سعی کردم خودمو جمع و جور کنم و تو چشماش ن...

عاشق مغرور #پارت ۳۰-بریم خونمون؟-نه اول درمونگاه باید دستتو....

خون سرخ☆پارت 7ویو ا.ت: صبح که بیدار شدم رفتم دستشویی و کارای...

"I fell in love with someone'' (P13)داشت نزدیکم میومد...که.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط