{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق مغرور

عاشق مغرور
#پارت۳۵

و به بوسی...دنش ادامه داد اینبار خش...نتر


که صدای ا..ه و نا...لم بلند شد و اونو دیو...نه تر کرد

بعد از چن دقیقه که نفسم کم اومد چنگی به
کتفش زدم که ازم جداشد و هردومون شروع

کردیم به نفس ...نفس... زدن

بعد چند دقیقه ارسلان گفت
-بیدار شد

-کی

-ارسلان

-ها؟

با نگاهی که به خشتک شلوارش کردم تا ته
قضیه رو رفتم و ...
دیدگاه ها (۱)

عاشق مغرور #پارت۳۷متعجب و حیرت زده نگام کرد -اسمش چیه؟-رکسی-...

عاشق مغرور #پارت۳۳چون اونجا یه دیوار تماما شیشه ای بود که وی...

عاشق مغرور #پارت ۳۲گیج نگاهش کردم حاضرم قسم بخورم خود درگیری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط