{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب هم نیامدی

امشب هم نیامدی

من به تخت سردخودپناه میبرم
توبه میان بازوان گرم اوهجوم میبری

من باتنهاییم خوابیده ام
و توبااوهم خواب شده ای
من اشکهایم رامیبوسم

وتوازوجود او بوسه میگیری
من آرام به سایه ام

میگویم:شبخوش همدم من..

و تو زیرگوشش میخوانی:شب ماتازه شروع شده...
دیدگاه ها (۶)

مُــــــــــهم نیــــــــــست اکنــــــــــون زنــــــــــدگ...

مگر چقدر عمر میکنیم که دیوانه ی هم نباشیم ...آدمیزاد است دیگ...

اینکــهـ چهـ بودـــم ....؟!اینکـهـ چهـ شدمــــــــ .....؟!او...

مـــــــــــــڹ حتـــــی اگـــــــــــــــہ تیڪـــــــــہ تی...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ²« y.n »صبح با نور ط...

(وقتی با پسر عموت گرم میگیری..)«p2»لیا تو تخت دراز کشیده بود...

#درخواستی #تکپارتی وقتی دخترتون میاد داخل اتاق و.... ا/ت برا...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 34/___بالکن نیمه‌باز، پ...

سناریو (درخواستی)

پارت ۵۴

The eyes that were painted for me... "چشمانی که برایم نقاشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط