امشب هم نیامدی
امشب هم نیامدی
من به تخت سردخودپناه میبرم
توبه میان بازوان گرم اوهجوم میبری
من باتنهاییم خوابیده ام
و توبااوهم خواب شده ای
من اشکهایم رامیبوسم
وتوازوجود او بوسه میگیری
من آرام به سایه ام
میگویم:شبخوش همدم من..
و تو زیرگوشش میخوانی:شب ماتازه شروع شده...
من به تخت سردخودپناه میبرم
توبه میان بازوان گرم اوهجوم میبری
من باتنهاییم خوابیده ام
و توبااوهم خواب شده ای
من اشکهایم رامیبوسم
وتوازوجود او بوسه میگیری
من آرام به سایه ام
میگویم:شبخوش همدم من..
و تو زیرگوشش میخوانی:شب ماتازه شروع شده...
- ۱۷۶
- ۱۷ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط