{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم:مادر!...گفت:جانم;گفتم:درد دارم!...گفت:به جانم;گفتم:خ

گفتم:مادر!...گفت:جانم;گفتم:درد دارم!...گفت:به جانم;گفتم:خسته ام!...گفت:پريشانم;گفتم:گرسنه ام!...گفت:بخور از سهم نانم;گفتم:كجا بخوابم!...گفت:روى چشمانم;سلامتي همه ي مادرآ كه مهربوني رو يادمون ميدن!
دیدگاه ها (۲)

عشق یک دروغ برای معنا پیدا کردن زندگی

.....

yas feat tech n9ne

آهنگ قشنگی خوندن

هر روز با درد و سوزش زبانم دست‌وپنجه نرم می‌کنم و واقعاً دیگ...

#in_your_eyes part_9۵ویو کایلااز صبح حوصله‌ی هیچ‌کسو نداشتم....

آت: من مطمنم کار میرا هستش کوک : آت باورم نمیشه شاید میرا دا...

پارت ۱۶ (صبح)چشمانم را باز کردم آفتاب از پرده های حریری اتاق...

رمان عشق مافیا پارت 6 از زبان ا/تبردم سمته اتاقم با پاش در ر...

دستاتو دور گردنش حلقه کردی، فلیکس وقتی حلقه‌ی دست‌هات رو دور...

چند پارتی جونگ کوک

با رفتن تهیونگ و سورا به اتاق، محیط آشپزخونه یکم خلوت‌تر شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط