{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#p۳۷:

#p۳۷:
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره

(فلش بک به فردا):
(ویو راوی)؛:
ساعت پنج صبح شد، جونگ کوک با نور خورشید بیدار شد و چشمش به صورت مظلوم و زیبای غرق در خواب ا/ت خورد دقیقه ها به صورتش نگاه کرد تا اینکه ا/ت بیدار شد و چشمای اقیانوسیش به نمایش درامد

♡: صبح بخیر
_: صبح بخیر
♡: مرسی
_: بابت؟
♡: اینکه دیروز ارومم کردی و بغلم کردی
_: اها، خواهش میکنم، اتفاقای دیروز رو سعی کن نادیده بگیری
♡: اوهوم، اجیمو میخوام
_: چرا هی میگی اجیمو میخوام
♡: چون از وقتی یادم میاد خواهرم بهترین فرد زندگیمه)(خوش به حالت من و اجیم بدترین فرد زندگی همیم🗿)
_: یعنی چی از وقتی یادت میاد؟
♡: خب من وقتی هشت سالم بوده انگاری با دوست بچگیام داشتم دوچرخه سواری میکردم و
با اون تا بالای یه کوه رفتم و موقع رگشت از کوه میفتم و فراموشی گرفتم و تا هشت سالگیم چیزی یادم نیست
_: چه عجیب
♡: اوهوم
_: بریم صبحانه بخوریم
♡: اوهوم

(ویو کوک)
چقدر عجیب دقیقا من وقتی ۱۱ سالم بود یه دختر مثل ا/ت چشم اقیانوسی رو دوست داشتم و یه روز باهاش تا کوه دوچرخه سواری کردم موقع برگشت افتادیم و یادمه از اون موقعه ندیدمش منم حافظم رو موقت از دست دادم و بعد یه چیزایی رو یادم اومد اما اسم دختره رو هرکار کردم یادم نیومد یادمه از شیش سالگیم عاشق اون دختر شده بودم، واسش هرکاری میکرم

ا/ت و کوک صبحانشون رو خوردن امروز قرار بود جونگ کوک بره محموله هاش که از فرانسه امروز میاد رو تحویل بگیره و ا/ت هم باید باید چندتا طرح رو برای استایلیست میفرستاد ، هرکدومشون سر در کار خود داشتن و تا شب همدیگرو ندیدن، که......
دیدگاه ها (۲)

#p۳۸:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوبارهکه خانواده جئون تصمیم...

#p۳۹:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره(ویو راوی) هردو اماده ...

#p۳۶:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره، جونگ سانگ: خب من فعل...

#p۳۵:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره_: میتونی رد این شی یا...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

داشتم آماده میشدم که کوک در زد کوک : پرنسسم من اومدم خونه لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط