{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانشگاه وانیلی

دانشگاه وانیلی
فیک تهکوک / پارت ۳۶

سانی : مثلا کجاش ؟
تهیونگ : سانی من کتک میزدم ؟ من تورو زندانی کرده بودم ؟ من آزادیتو ازت گرفتم ؟ که رفتی همه‌ی این دروغارو به مین‌سو گفتی ؟
سانی : خیلی خب ته . باشه حق باتوعه ولی بعد از رفتن تو از اون دانشگاه . نمیدونی چه اتفاقی اوفتاد
تهیونگ : میدونم
سانی : میدونی ؟؟
تهیونگ : آره میدونم بعدش تو شدی مهره‌ی بعدی و همه حالا بجای من از تو متنفر شدن
سانی : نه همه (یکم بلند)
تهیونگ : اوه . درسته . درسته مین‌سوی عاشق پیشه هنوزم دوست داشت
سانی : تو کامل قضیه رو نمیدونی . نمیدونی واقعا چی سره من اومده . ولی حواست به وانیل کوچولو باشه

《بعد از این که اسم وانیل کوچولو رو از زبون سانی شنید انگار دنیا رو سرش خراب شد . چی ؟؟ جونگ کوک ؟؟ با اون چیکار داره . نکنه بلایی سرش بیاره》

تهیونگ : با اون کاری نداشته باش ..
سانی : آ تا الان که مثل یه آشغال باهام حرف میزدی حالا که پای جونگ کوک وسطه درست حسابی حرف میزنی
تهیونگ : میخوای چیکار کنی عوضی (یکم بلند)
سانی : همون بلایی که سره من اومد .(از اتاق رفت بیرون)
تهیونگ : هی ‌هی صبر کن کجاا ؟؟؟؟ (یکم بلند)

《خب حالا چی‌میشد . چیکار جونگ کوک میکرد . اصلا الان اون پسر کجاست . وایی سانی چقدر آدم مریضیه. اصلا از کجا جونگ کوک رو میشناسه . نگرانی ها حالا سراغش اومده بودن . چیکار میکرد ؟ چیکار میتونست بکنه ؟ گوشیش رو برداشت به کوک زنگ زد . تماس وصل شدن وقتی صدای کوک رو شنید یکم آروم تر شد》‌
جونگ کوک : گفتم ترافیکه تهیونگ . باید صبر کنم تا تموم شه
تهیونگ : کوک از اونجا برو
جونگ کوک : اگه میتونستم خیلی وقت پیش برمیگشتم گیر کردم اینجا نمیتونم بیام بیرون که
تهیونگ : کوک هرجور شده سعی کن برگردی
جونگ کوک : چیزی شده
تهیونگ : تو بیا کوک واست تعریف میکنم فقط برگرد
جونگ کوک : دوباره‌به قول پرستارا آرامش بیماران رو بهم ریختی ؟
تهیونگ :جئون‌جونگ‌کوک!!

《خدایی پارت بارونتون کردم . برسیم به صبح تا پارت ۴۰ میبرمتون خوبه دخترا ؟ 》

#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
دیدگاه ها (۱۵)

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک /پارت۳۷ تهیونگ : جئون جونگ کوک !! ج...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۳۸ سانی : حالا که میبینی هست...

میوکاردیت چندپارتی یونمین /پارت۶ یونگی : گوشیتو بده به من جی...

میوکاردیت چند‌پارتی یونمین / پارت۵ پرستار : آقای مین ! یونگی...

دانشگاه وانیلیفیک تهکوک / پارت ۳۰ 《آآ وانیل کوچولو بود . پس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط