{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نتونستم با این گریه

نتونستم با این گریه
نبودن هاتو بشمارم
توکه نیستی به دست کی
همه دنیاموبسپارم

درست از لحظه ی رفتن
دلم میخواست که برگردی
دلم پیش تو بود هرجا
که تنهایی سفرکردی

واسه حبس ابدخوردن
تو زندون تو آمادم
اسیرم کن تو میتونی
اسیرت باشم آزادم

عذاب بی تو گریه رو
دارم هر لحظه میبینم
به دنیای بدون تو
به این زندگی بد بینم

دلم میخواست توهم باشی
تواین دلتنگی هم دوشم
به این احساس روبه مرگ
دارم باعشق نفس میدم
دیدگاه ها (۲)

من التماس میکنماما تو میخندیمن خیره میمونمچشماتو میبندیمن عا...

تورو میبینم و هل میکنمهمه چیو تحمل میکنمتو خیالم آخه مال منی...

آرژانتین ساختم رو صورت این بدبخت

جون جون جون تو فقط بخند

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

#خورشیدوماه🌙☀️part=15«مکالمه تلفنی جانا و ایرانا» جانا: الو ...

دکوی شرور

پارت ۳۹ تهیونگ چند قدم پشت سر لینا رفت.ـ لینا، وایسا.لینا بر...

سناریو بی تی اس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط