p......3۴
p......3۴
برف شدیدی داشت میبارید چینیونگ داشت کار میکرد خیلی سردش شده بود
چینیونگ.. لعت به قلمروی شیاطین من دارم یخ میزنم و باید هنوز مثل سگ کار کنم
چینیونگ دید یه بچه توی سرما یخ زده و افتاده بیهوش شده چینیونگ رفت نزدیک تر بغلش کرد تا تو بغلش گرم بشه اما هنوز زنده بود یه دختر کوچولوی با مزه بود اما بخاطر سرما صورتش صفید شده بود چینیونگ کمکش کنید اون هنوز یه بچست
نگهبان ساک شو ببینم شماها انسان ها فقط میخورید حتا نمیتونید سرما تحمل کنید
چینیونگ ..شماها فقط زور میگید من نمیتونم رفتار شمارو تحمل کنم
سرباز.. تو که نمیتونی تحمل کنی پس همینجا باید بکشمت
چینیونگ..منو بکش برام بهتره تا با حقارت زندگی کنم راستی یادم رفته بود تو نمیتونی منو بکشی اجازه نداری برده هارو بکشی وگرنه نمیتونی جواب اربابتو بدی
چینیونگ دختر کوچولورو بغل کرد برد به سمت خونه تا گرمش کنه تو راه بود که موجین دید
موجین ..ببریدش خونه زیادی از دست داده نباید چیزیش بشه
سربازا ..بله قربان
موجین ..عجله کنید یکی هم بره دنبال رئیس
چینیونگ.. اون کیه که اینقد جونش برای مردم فرقه شیاطین با ارزشه یهویی دید لی هن وقتی دیدش شناختش
چینیونگ..اون اینجا چیکار میکنی نکنه ییبو اونو برای نجات من به اینجا فرستاده اما چرا مردم فرقه شیاطین نجاتش میدن دقیقا چه خبره
چینیونگ.. ولش کن اول باید این بچه نجات بدم
حالا معلوم نبودچن ژه یوان میمیره یازنده میمونه همه سرش شرط بندی میکردن
برف شدیدی داشت میبارید چینیونگ داشت کار میکرد خیلی سردش شده بود
چینیونگ.. لعت به قلمروی شیاطین من دارم یخ میزنم و باید هنوز مثل سگ کار کنم
چینیونگ دید یه بچه توی سرما یخ زده و افتاده بیهوش شده چینیونگ رفت نزدیک تر بغلش کرد تا تو بغلش گرم بشه اما هنوز زنده بود یه دختر کوچولوی با مزه بود اما بخاطر سرما صورتش صفید شده بود چینیونگ کمکش کنید اون هنوز یه بچست
نگهبان ساک شو ببینم شماها انسان ها فقط میخورید حتا نمیتونید سرما تحمل کنید
چینیونگ ..شماها فقط زور میگید من نمیتونم رفتار شمارو تحمل کنم
سرباز.. تو که نمیتونی تحمل کنی پس همینجا باید بکشمت
چینیونگ..منو بکش برام بهتره تا با حقارت زندگی کنم راستی یادم رفته بود تو نمیتونی منو بکشی اجازه نداری برده هارو بکشی وگرنه نمیتونی جواب اربابتو بدی
چینیونگ دختر کوچولورو بغل کرد برد به سمت خونه تا گرمش کنه تو راه بود که موجین دید
موجین ..ببریدش خونه زیادی از دست داده نباید چیزیش بشه
سربازا ..بله قربان
موجین ..عجله کنید یکی هم بره دنبال رئیس
چینیونگ.. اون کیه که اینقد جونش برای مردم فرقه شیاطین با ارزشه یهویی دید لی هن وقتی دیدش شناختش
چینیونگ..اون اینجا چیکار میکنی نکنه ییبو اونو برای نجات من به اینجا فرستاده اما چرا مردم فرقه شیاطین نجاتش میدن دقیقا چه خبره
چینیونگ.. ولش کن اول باید این بچه نجات بدم
حالا معلوم نبودچن ژه یوان میمیره یازنده میمونه همه سرش شرط بندی میکردن
- ۲.۷k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط